آذر مدرسي: خیزش استثمار شدگان و گرسنگان در ایران فقط زمین را زیر پای جمهوری اسلامی نلرزاند. همزمان خواب طیف متلون نیروهای راست از ناسیونالیستهای پرو غرب تا اصلاح طلبان برون حکومتی، از دول غربی تا دستگاه تبلیغاتی مانند "ایت الله" بی بی سی، را هم آشفته کرد. همه و از هر طرف در مقابل "عوام شورشی" و "غیر متخصص" در لباس مشاوران، "خبرگان" سیاسی، "رهبران" و "الیت" متخصص و "واجد شرایط" کسب قدرت سیاسی، "راه حل" و "راه برون رفت" از این "بحران سیاسی" غیرقابل کنترل و غیرقابل مهار، را پیش پا گذاشتند. راه حل هایی نه برای رسیدن محرومین به حق و مطالبات شان، که اساسا برای خلع يد محرومين از قدرت است. راه حل هایی که ضد آزادي و رفاه و دقیقا در مقابل خیزش و جنبش اخير علیه فقر و استبداد است.

 این خیزش برخلاف جنبش سبز در میان هیچکدام از این نیروها و جریانات ارتجاعی طرفدار ندارد و هر کدام در تلاش اند آن را به نحوی مهار کنند.

 جمهوری اسلامی به سیاق همیشه با سرکوب و دستگیری و بگیر و ببند به جنگ این جنبش میرود و نیروها و شخصیتهای راست در اپوزیسیون، جریاناتی که سنتا و تاریخا عناصر سناریوهای ارتجاعی غرب و در راس آن امریکا هستند، نيز به سیاق همیشه تلاش میکنند جنبشی که از اعماق جامعه برای آزادی، رفاه و عدالت اجتماعی، به میدان آمده را به "راه راست" هدایت کنند.

 نیروهایی که مدتها در کما به سر می بردند و شخصیت هاي آن در حال کناره گیری از سیاست بودند، شخصیتها و "رهبرانی" که مدتها بود خبری از آنها نبود و در مرخصی تحمیلی بسر می بردند، یکباره جان گرفتند.

 یکی پس از دیگری قپه ها و مدالهایشان در "مبارزه علیه جمهوری اسلامی" را از پستوخانه ها بیرون کشیدند  و با شعار و پرچم سفید و پوسیده "انتخابات و رفراندم" به میدان آمده و به جنگ جنبشی میروند که میتواند آمال و آرزوی آنها در دستیابی به قدرت و دست بدست شدن آن را برباد دهد. اینها که از "رژیم چینج" توسط نیروی خارجی یا از دل دعواهای داخلی و جنگ جناح ها، قطع امید کرده بودند، شورش گرسنگان را فرصتی برای زنده کردن جنازه تغییر از درون و با حفظ نظام، دیده اند.  

 این طیف جاماندگان تاریخ، از "دور و زمانه" خود عقب اند. پرچم "رفراندم و انتخابات" متعلق به گذشته ای دور است. دوره قبل از شکست سیاسی - نظامی امریکا در عراق، دوره قبل از سوریه و لیبی، دوره ای که در آن امریکا پروژه "رژیم چینج" و "انقلابات مخملی" با اتکا به "جنبش برای انتخابات آزاد و رفراندم" و مشروعیت دخالت نظامی خود را در دستور داشت.

 امروز دوره پسا سوریه، دوره پسا داعش است. سناریوی رژیم چینج امریکا بسیار خونین تر از قبل اجرا و به منتهی درجه اوج خود رسیده است! امروز درکمپ آنها، در کمپ بورژوازی جهانی، دوره ایجاد باندهای سیاه قومی و مذهبی و راه انداختن جنگهای قومی و مذهبی،  بدون حمله نظامی و با کمترین ضربات نظامی، برای خود است. دوره ای که خیزش اخیر گرسنگاه و محرومان در ایران به آن فرمان ایست محکمی داد!

 اگر سالهای ٨۴-٨٥ (٢۰۰٥ میلادی) رفراندم و انتخابات آزاد پرچمی برای سازش با بخشی از حاکمیت و "تحویل گرفتن مسالمت آمیز دستگاه سرکوب"، البته بر متن حمله نظامی امریکا، و شانسی برای خون پاشیدن به جامعه را داشت، امروز رفراندم و انتخابات آزاد پرچم پوسیده و کارت سوخته ای است که حتی در هیئت حاکمه دول غربی و بخصوص امریکا هم طرفداری ندارد.

 اگر در آندوره "رفراندم و انتخابات آزاد" طرح مشترک امریکا و نیروهای راست طرفدارش برای رژیم چینج بود، امروز نوستالژی جنبشی است که مدتها است بی افق و سرگردان در خلا به سر میبرد. جنبشی بورژوایی که به اندازه جمهوری اسلامی از انقلاب عدالتخواهانه که بنیادهای سیاسی - اقتصادی موجود را به زیر بکشد هراس دارد و علیه آن است. جنبشی که نقطه اشتراکش با جمهوری اسلامی تقابل و ضدیت با رفاه، آزادی، برابری و سعادت بخش اعظم جامعه است. 

 ظاهرا "بی رهبر بودن" و "بی سازمان" بودن این جنبش فرصتی برای اینها فراهم کرده است تا با وعده رفراندم و انتخابات "رهبر" آن شوند!

 این جنبش رهبر و سازمان هم نداشته باشد، جنبش استثمارشدگان و فقرا، جنبش زنان و مردان آزادیخواه برای آزادی، رفاه، برابری است. این جنبش هرچند بدون رهبر و بدون سازمان، اما در مقابل همه نیروهای راست با سازمان و با رهبران معمم و مکلای آن است، و پتانسیل عظیمی برای شکل دادن به ارگانهای رهبری خودش را دارد.

 جنبشی نه برای بازگشت به دوره استبداد قبل از جمهوری اسلامی است و نه برای رفراندم و کوتاه کردن دست بخشی از جمهوری اسلامی است. نه برای سپردن سرنوشت خود به نیروهای ارتجاعی و راست، که جنبشی برای زیر و رو کردن بنیادهای سیاسی و اقتصادی موجود، برای به زیر کشیدن حاکمیت بورژوازی است.

 پروپاگاندهای رفراندم و انتخابات و مجلس موسسان امروز، تنها و تنها برای قیچی کردن پروسه ای است که جنبش گرسنگان، جنبش محرومین بتواند رهبری متشکل، کمونیست و سوسیالیست طبقه کارگر را بر فراز سر جنبش خودش بنشاند.

 

 ٨ ژانویه ٢۰۱٨