بيش از بيست تشکل کارگران فصلي و ساختماني از کردستان و سراسر ايران از جمله کرج، قم، مشهد، آبادان، خراسان شمالي، لرستان، خوزستان، اسلام شهر، لاهيجان، قزوين، رشت و ...، طي بيانيه اي به کشته شدن کارگران کولبر و سوخته شدن دو کارگر در ساختماني که توسط ماموران شهرداري سنندج به آتش کشيده شد، اعتراض کرده و خواستار ازادي فوري رضا شهابي شدند. کارگران با خانواده هاي کولبران کشته شده ابراز هم دردي کردند.
در بخشي از بيانيه که در ايلنا هم به چاپ رسيده، آمده است: "کارگران کولبر انسان‌هاي شريفي هستند که به دليل بيکاري و نبود شرايط کاري مناسب و شغلي پايدار در استان‌هاي مرزي، در ازاي دريافت مزدي ناچيز با وجود خطرات بسيار خود را به دست کوران حوادث مي‌سپارند و در سخت‌ترين شرايط موجود براي رسيدن به لقمه‌اي نان، در اين راه قدم مي‌گذارند و متاسفانه بيشترشان به سلامتي به مقصد نمي‌رسند و جان خود را از دست مي‌دهند."
همچنين بيانيه کارگران فصلي و ساختمان وظايفي را که بر عهده دولت است خاطر نشان کرده اند از جمله:
- دولت موظف به تامين شغل و يا تامين کامل زندگي کارگران و شهروندان کشور است.
- دولت موظف است براي شهروندان مسکن و سرپناه مناسب و همچنين تحصيلات رايگان فراهم کند.
تشکل هاي کارگري همچنين کشتار کولبران را تهديدي براي کل جامعه ناميده اند. شرايطي که کارگران آگاه آن را فراموش نخواهند کرد و در پايان اتحاد و همبستگي را تنها راه حل نجات کارگران ناميده اند.
اين اقدام کارگري گوشه کوچکي از يک هسرنوشتي طبقاتي کل طبقه کارگر ايران است. اين همچنين نشان مي دهد که کارگران بجز هويت طبقاتي و انساني هيچ هويت ملي و قومي و مذهبي را برسميت نمي شناسند و هويت قومي را بعنوان عامل تفرقه در صفوف کارگران محکوم و مذموم مي دانند.
هر کارگري در کردستان اين را مي داند که چگونه بورژوازي کرد بار بر دوش ما مي کشد، ماموران دولتش ما را با تير مي زنند و ناسيوناليسم اش هم براي ما اشک تمساح مي ريزد.
همچنين اين اقدام کارگري و طبقاتي درسي به ناسيوناليستهاي کرد هم هست که تلاش کردند به پيشاني کارگران کولبر که توسط ماموران رژيم به قتل رسيدند مهر قومي بزنند.
جواب کارگران فصلي و ساختماني سراسر ايران بعنوان بخشي از کل طبقه کارگر ايران به بورژوازي و ناسيوناليسم از هر رنگش اين است که "اتحاد و همبستگي طبقاتي تنها راه حل نجات کارگران است".

مظفر محمدی
شهریور ۹٦ (سپتامبر ۲۰۱٧)