طبقه کارگر ایران این روز ها شاهد اعتصاب و مبارزه پیگیرانه ی کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفته تپه، است. این مجتمع که در آن بیش از ٣٠٠٠ کارگر صنعتی، کشاورزی و خدمات کار می کنند، در سالهای اخیر محل جدال و درگیری مداوم کارگران با صاحبان شرکت و دولت و پلیس مدافعشان برای گرفتن حقوق و مزایای کار و دفاع جانانه از تشکل و اتحاد خود بوده است. با وجود این هنوز بخشهایی از کارگران  شاغل این شرکت ماه ها حقوق معوقه دارند و کارفرما از پرداخت سهم 4 درصدی خود به حساب سازمان تامین اجتماعی برای تامین حقوق بیش از ٣٠٠ کارگر بازنشسته خودداری کرده است.

اعتصاب کارگران شرکت هفت تپه ادامه دارد. خانواده ی کارگران در تجمع و اعتصاب کارگران شرکت کرده اند. اعتراض کارگران به بیرون از شرکت و به خیابان ها و جاده های اصلی بین شهری کشانده شده است. ماموران دولتی حافظ و نگهبان سرمایه هم در مقابل، تعدادی از کارگران را هم در محل شرکت و هم با هجوم شبانه به منازل کارگران، دستگیر کرده که تا کنون تعدادی از کارگران بازداشت شده هنوز درزندان نگه داشته شده اند. کارفرما با پرداخت یک ماه حقوق معوقه  و وعده های واهی امیدوار است کارگران به سر کار برگردند و کماکان منتظر گرفتن دستمزدهای پرداخت نشده شان شوند. اما اعتصاب برای گرفتن تمام معوقات و آزادی همه ی کارگران بازداشت شده ادامه دارد.

 پیروزی قطعی کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه در گرو چیست؟ این سوالی است که جواب آن تنها بر عهده کارگران اعتصابی هفت تپه نیست. این بخش کارگری مدت ها است و هم اکنون در مبارزه و جدال طبقاتی به شدت نابرابر قرار دارند. دولت، قانون، پلیس و زندان حامی کارفرما و سرمایه دار شرکت و پشت آن ایستاده است. کارگران مجتمع حتی وقتی در مبارزه نیستند در محاصره کامل نیروهای انتظامی و حراست و دوربین های کارخانه هستند. مجتمع نیشکر هفت تپه همانند بسیاری از مراکز چون شرکت نفت وگاز و پتروشیمی ها یک پادگان است.

 در مقابل، کارگران اعتصابی هفت تپه ، نیروی اجتماعی و میلیونی طبقه خود را پشت سر ندارند و حتی هنوز بیش از دو سوم کارگران مجمتع، فقط ناظر بر اوضاع اند. و این شرایط نابرابر، بدست آوردن پیروزی را برای هر صنف و بخش و گردان از ارتش نیروی کار، به شدت سخت کرده است. در این جنگ نابرابر، اصناف و بخش های مجزای طبقه کارگر شاغل و بیکار و بازنشسته، به شدت فرسوده می شوند. ابراز نفرت و انزجار و خشم فروخورده ی طبقه کارگر از سرمایه و بردگی مزدی و بورژوازی و دولت شان، بخودی خود، کافی نیست. باید کاری کرد. باید ملزومات پیروزی در جدال طبقاتی نابرابر کنونی را فراهم نمود.

 طبقه کارگر بلحاظ نیروی انسانی و موقعیتی که در جامعه دارد، با نیروی بورژوازی و دولتش قابل مقایسه نیست. این نیرو چنانچه هماهنگ دست از کار بکشد جامعه می ایستد و بورژوازی فلج می شود و چنانچه مبارزه هر بخش کارگری، همبستگی و حمایت کل طبقه را داشته باشد، پیروزی در هر مبارزه ای قطعی است. و این چیزی است که باید به آگاهی توده های عظیم میلیونی طبقه کارگر تبدیل شود. در شرایط اتحاد و همبستگی طبقاتی در صفوف طبقه کارگر، بخش های متفرق و جدا از هم طبقه، درمقابل تعرض سرمایه داران  تنها نمی مانند.

 برای هر کارگری امروز مثل روز روشن است که انتظار و توقع  دستمزد کافی، بیمه بیکاری، بیمه ی بازنشستگی در حد نیاز خانواده ی کارگری و تامین امنیت شغلی کارگران از سرمایه داران خصوصی و دولتی، کاملا بیهوده است. در چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، هیچ حقی بدون مبارزه و اعتراض و کشمکش طبقاتی بدست نیامده است. در شرایطی که مبارزه بخش های متفرق و جدا از هم کارگران، حول دستمزدهای معوقه و ممانعت از تعرض بیشتر سرمایه داران و دولت به سطح معیشت کارگران متمرکز شده است، سرمایه داران توانسته اند، شرایط کار و زندگی فلاکتباری را به طبقه کارگر تحمیل کنند.

 

کارگران، رفقا!

 زمان جدال طبقاتی گسترده ی طبقه کارگر متحد و متشکل و صاحب اصلی جامعه، با بورژوازی متحد و صاحب سرمایه و دولت و پلیس و زندان، مدت ها است فرا رسیده است! طبقه کارگر تنها به نیروی خود آزاد می شود. پیروزی های قطعی در گرو این است که این نیرو متحد شده و سازمان یابد. با هر تحرک نیروی متحد طبقه کارگر زمین زیر پای بورژوازی داغ می شود و بنیان نظام ستم و استثمار و بردگی مزدی خواهد لرزید. تنها یک اعتصاب بخشی از طبقه ما کل بورژوازی و نهادهای سیاسی و امنیتی اش از خوزستان تا تهران را به تکاپو انداخته است!

 نظام سرمایه داری بر کار مزدی و استثمار طبقه کارگر استوار است و سرمایه خصوصی یا دولتی تغییری در ماهیت این نظام کثیف، ظالمانه و غیر انسانی نمی دهد. دولت بورژوازی حافظ و حامی کلیت این نظام است. نپرداختن به موقع دستمزد کارگران از جانب هر سرمایه دار خواه  خصوصی یا دولت، جرم  و دزدی آشکار است. اما دولت بورژوایی بجای تنبیه مجرم و دزد، کارگران اعتصابی را بازداشت و اعتصابشان را سرکوب می کند. تنها یک تعرض طبقاتی متحد و گسترده می تواند این توازن قوا را تغییر دهد.

 کارکران شرکت نفت، گاز، پتروشیمی، صنایع فولاد، خودروسازی ها و...،  نقش تعیین کننده ای درهمبستگی طبقاتی و رهبری اعتراضات کارگری دارند. برای کوتاه کردن دست دشمنان حق و زندگی و آزادی و امنیت مردم و جامعه، به میدان آمدن این نیروی عظیم طبقه کارگر در مراکز بزرگ کارگری نیاز است.  به تشکل های توده ای  عظیم و همبستگی طبقاتی و اجتماعی وسیع تری نیازاست. به تشکل های رادیکال کارگری و توده ای جسور و آگاه نیاز است. اگر توده متشکل و متحد کارگران در محل های کار و زندگی به هم  متکی باشند، چه کسی می تواند شبانه کارگران را درمنازل خود برباید. اگرنزدیک به یک میلیون معلم پشت رهبرانشان باشند، چه کسی می تواند اسماعیل عبدی  و امثال او را بارها و بارها اسیر و زندانی کند!

 اعلام حمایت و همبستگی طبقه کارگر سراسر کشور از اعتصاب کارگران هفت تپه، وظیفه طبقاتی و انسانی همه بخش های بزرگ و کوچک کارگری است. این اتفاقی است که باید بیفتد. این شرط پیروزی های قطعی در مبارزه طبقه کارگر علیه بورژوازی و کارفرما و دولت حامی شان است. به کمک کارگران هفت تپه و حمایت قاطع از آنها برخیزید تا پیروز شوند. پیروزی این بخش کارگری پیروزی کل طبقه ی ما است و شکستشان شکست کل طبقه ی کارگر.

 

زنده باد اعتصاب کارگران هفت تپه

زنده باد همبستگی طبقاتی کارگران

 

حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

٦ مرداد ٩٦ – ٢٨ ژوئیه ٢٠١٧