تعداد قربانیانی که جان خود را در دریای مدیترانه از دست داده اند دائما رو به افزایش داشته است، بطوریکه درصد کسانی که امسال غرق و یا مفقود شده اند، دو برابر سال میلادی گذشته اعلام شده است. قربانیانی که آرزو و تلاشی جز فرار از جنگ و نابودی ندارند. مردمی که باندهای کلاش قاچاقچی انسان و عبور از پرخطرترین راه ها آخرین امیدشان برای یافتن زندگی امن در "بهشت اروپای متمدن" است.
آمار قربانیان مردم بیگناه در گورستانهای تاریک اعماق دریای مدیترانه در طی این چند سال اخیر، آنچنان زیاد است که نه دولت های "متمدن" اروپایی و نه میدیای آن، قادر به مخفی کردن و زیر فرش کردن آن نیستند. در عین حال، نقش دولت ها و اتحادیه اروپا و تلاش آنها در محدود کردن راه فرار این مردم، بار دیگر انزجار عمومی را علیه سیاستهای راست و ضد انسانی شان برافراشته است. از یکطرف،‌ طبق معاهده دولت آلمان با ترکیه در سال گذشته، به دولت ترکیه اجازه داده شد تا مانع فرار این مردم به اروپا شده و به این ترتیب بخشی از این راه، خصوصا به یونان، بسته شد. از طرف دیگر اتحادیه اروپا بیشرمانه تصمیم گرفت تا تعداد کشتی های محافظتی و نجات مردمی که در آبهای دریای مدیترانه در معرض مرگ قرار گرفته بودند را کاهش داده و به این ترتیب راه ورود به اروپا از طریق دریای مدیترانه نیز عملا بسته شد. سیاستی که رسما به معنی فرستادن فراریان از جهنم جنگ به کام مرگ در دریای مدیترانه بود. فراتر از این خواست تعیین سقف تعداد پناهندگان از طرف دولت اطریش، که از سردمداران پروسه جلوگیری و مانع تراشی در مقابل این فراریان، است، مجددا طرح شده است.
همزمان سازمان های دست راستی و ناسیونالیست های فاشیست در یک کمپین همه گیر، سعی کردند مانع دخالت و کمک نیروهای سازمان های خیریه غیر دولتی "ان جی او" ها که به کمک این مردم آمده بودند، شوند. پرونده سازی علیه این سازمانها و متهم کردن آنها به همکاری با باندهای قاچاق انسان اوج بیشرمی و کثافت جریانات راست و فاشیست را به نمایش گذاشت.
علاوه بر این سیاستمداران بورژوازی از هیچ تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر دلایل و ریشه های فرار میلیونی قربانیان جنگ و کشتار دریغ نکرده اند.
فضاحت سیاستهای ارتجاعی دول اروپایی و کمپین احزاب دست راستی علیه این فراریان و سازمانهای خیریه و کمک رسانی به حدی رسیده است که بسیاری از سازمان های رسمی و جا افتاده ای چون سازمان عفو بین الملل را، به محکومیت این سیاست ها کشانده و اعتراض به پرونده های قضایی علیه سازمان های خیریه ای و "ان جی او" شروع شد. یکی از سخنگویان "پزشکان بدون مرز" در اعتراض به پرونده سازی علیه سازمانهای کمک رسانی غیر دولتی، نه فقط ادعاهای ارتباط و همکاری این سازمانها با قاچاقچیان انسان در این منطقه را بی اعتبار دانسته است، که حضور سازمان های ان جی او را، در خلا کمکهای دولتهای اروپایی، نیازی حیاتی در دفاع و نجات این مردم دانسته است.
شکی نیست تا زمانیکه شرایطی که منجر به این آوارگی میلیونی شده است، تا زمانیکه خاورمیانه و شمال آفریقا صحنه جدال و کشمکش نیروهای ارتجاع بین المللی و متحدین محلی شان است، فرار از جهنم موجود در این مناطق، فرار مردمی که زندگی و کاشانه شان نابود شده و امیدی به آینده ای بهتر و انسانی و حتی امید به زنده ماندن در "زادگاه" خود ندارند، نه فقط متوقف نخواهد شد که سیر رو به ازدیادی را خواهد داشت. بورژوازی و سخنگویان، سیاستمداران، ژورنالیستها و دولتمداران شان تلاش زیادی در سرپوش گذاشتن بر دلایل و ریشه های این فرار دارند. تلاش در مخفی کردن نقش خود در نا امن کردن جهان، محفی کردن نقش خود و متحدین مرتجع محلی شان در سارمان دادن انواع باندهای سیاه و ترور در منطقه، انگشت اتهام به سوی کمپ رقیب دراز کردن و سلب مسئولیت از خود سیاست فعال بورژوازی جهانی است.
تبدیل لیبی به یکی از دروازه های اصلی فرار مردم از افریقا بدون جنگی که دول غربی در لیبی به راه انداختند، بدون جنگی که به مردم این کشور تحمیل شد و شیرازه جامعه را از هم پاشید و انواع و اقسام قدرت های محلی و قبیله ای را در این کشور به قدرت رساند، ممکن نبود. تلاش امروز اتحادیه اروپا مبنی بر سختگیری و حضور نیروهای نظامی در مرزهای دریایی لیبی و بستن این راه فرار نیز قطعا نمیتواند مانع فرار میلیونها مردم آواره باشد. بستن هر مرزی، تنها به تغییر راه و تراکم در راههای فرار دیگر می انجامد. راههایی پر خطرتر و مرگ آور تر! اروپا رسما سیاست بستن درها به روی قربانیان جنگهای خود را ادامه میدهد. پاسخ اروپا به معضل فرار از کشتارگاه فقط و فقط مرگ است. مرگ در "زادگاه" خود یا در دریای مدیترانه!
پاسخ این معضل اما نه در دست دول مرتجع اروپایی، بلکه در حل بحرانی است که خود بورژوازی آنرا ساخته و پرداخته است. اتحادیه اروپا، در طی این چند سال نشان داده است که نه فقط قادر به حل این بحران نیست که خود یکی از مسببین آن است. در عین حال، ‌بشریت آگاه و موج عظیم انسان دوستی، همدردی و احترام به انسانهایی که چاره ای جز فرار نداشتند، در اروپا، نشان داده است که حاضر به کوتاه آمدن در مقابل سرکوب و فشار بیشتر به این مردم نیست و در مقابل انواع جریانات دست راستی در اروپا قد علم کرده و ایستادگی می کند.
ابتدایی ترین وحداقل ترین خواستی که در مقابل دول اروپایی قرار گرفته است، برسمیت شناختن حق فرار و فراهم کردن امکانات کافی برای پناه دادن این مردم است، امری که حی و حاضر، با درنظر داشتن امکانات مالی و اقتصادی و اجتماعی، برای کشورهای اروپایی به راحتی قابل اجرا و تضمین است. تحت فشار قراردادن و وادار کردن دول اروپایی برای اجرای همین خواسته، امری است که جامعه اروپا قادر به آن است. شکلگیری سازمانهای کمک رسانی از مردم داوطلب، سازمانهای غیردولتی که کمک به فراریان جنگ و کشتار را هدف اول و آخر خود تعریف کرده اند و عملا دول اروپایی را در مقابل یک تلاش عظیم انسانی خلع سلاح کرده اند گوشه ای از قدرت مردم در مقابل بورژوازی حاکم در اروپا و جریانات دست راستی است.
هر درجه پیروزی در این راه، هر درجه تحمیل خواست حق فرار برای مردم و وظیفه کمک رسانی و تامین راههای امن فرار از جهنم جنگ، به همان اندازه مشقات این مردم و کوتاه کردن دست قاچاقچیان و دزدان میانه راه را نیز کوتاه می کند. این حداقلی است که بشریت آگاه امروز می تواند به بورژوازی و دولت های اروپایی آن تحمیل کند.

امان کفا