انتخابات عمومي بريتانيا در ۸ ژوئن، در فضايي مملو از تبليغات داغ انتخاباتي، تبليغاتي اساسا بر سر آينده خود جامعه بريتانيا، نه از زاويه منافع سرمايه که از منظر منافع شهروندان تحت حاکميت احزاب سنتي، برگزار شد. در اين انتخابات خانم مي، رهبر حزب حاکم، حزب محافظه کار، بعنوان برنده انتخابات، بزرگ ترين بازنده تعرض پائين بود. کسي که با توهم نسبت به تسليم کشيده شدن شهروندان در هراس از آينده بدتر، با سرمايه گذاري بردامن زدن به احساسات ناسيوناليستي ”بريتانيا کبير“ و دميدان در آتش کينه و نفرت ملي و مذهبي در اروپا، و به اميد تداوم تعرض هرچه بيشتر به رفاه و آزادي هاي مدني و سياسي، انتخابات زودرس را فراخوانده بود، دست از پا دراز تر، ”نه“ قاطع و محکمي از پائين دريافت کرد.
حزب خانم مي، هرچند که بيشترين کرسي هاي پارلمان را بدست آورد، اما با از دست دادن کرسي هاي زيادي و به بيرون پرتاب شدن تعدادي از وزراي کابينه اش، از حزبي که با اکثريت در قدرت بود، به حزبي تضعيف شده، که به اندازه کافي کرسي براي تشکيل دولت ندارد، به حزبي که با همان معيارهاي خود مشروعيت و اعتبار حکومتي ندارد، تبديل شد. حزب محافظه کار بريتانيا، پس از اين انتخابات بحران هاي جدي تري پيش رو دارد.
بعلاوه و مهمتر، در اين انتخابات رهبر چپ و سوسياليست حزب کارگر، جرمي کوربين، با کسب کرسي هاي بيشتري و جلب اعتماد ميليون ها جوان راي دهنده، عروج کرد. کسي که از پشت باطلاق لجن مالي ها و پروپاگاندهاي متعفن شخصيت هاي گنددماغ حزب محافظه کار، و عليرغم پشت پا گرفتن هاي ممتد اليت سياسي حزب خودش، حزب کارگر، بعنوان نماينده اعتراض و مطالبات محرومين به بالا پرتاب شد. حزب کارگر بريتانيا به همت محبوبيت شخصي رهبر سوسياليست اش، با مانيفست اقتصادي تعرض به سودآوري عنان گسيخته سرمايه و پاسخ به گوشه اي از رفاه و امنيت و بهبود زندگي طبقه کارگر و اقشار محروم جامعه، بعنوان بزرگ ترين حزب جهان متمدن و قوي ترين شخصيت سياسي اروپا، رسما به ميدان جدال بر سر کسب قدرت سياسي، وارد شد. هرچند حتي خود حزب کارگر بريتانيا اين حقيقت را انکار نمي کند که، خانم مي را نه حزب کارگر بريتانيا، که جنبش راديکال چپ و طبقه کارگر بريتانيا، عقب زد! اين دستآورد مهمي است.
تا امروز، هنوز سرنوشت دولت، شکل دولت، امکان اتحاد حزب محافظه کار با حزب دست راستي مذهبي و عقب مانده ايرلند شمالي، حزب ”اتحادگراي دموکراتيک“، ناروشن است. اما آنچه که روشن است، تضعيف چشم گير حزب محافظه کار و گرايش راست افراطي در جامعه و در ساختار سياسي بريتانيا، تقويت چپ، گرايش سوسياليستي و مترقي، و چرخش مهمي است که در ميدان اصلي سياست در بريتانيا و در اروپا، رخ داده است.
انتخابات در بريتانيا، پس از انتخابات در فرانسه، کابوس خاورميانه اي شدن اروپا، شقه شقه شدن اروپا با دولت هاي ملي، مذهبي، راست و مرتجع را موقتا از دورنماي آينده، حذف کرد. دورنمايي که تنها با تعرض بيشتر به راست، با پيشروي هرچه بيشتر جنبش سوسياليستي و کمونيستي طبقه کارگر، ميتواند تماما محو شود. از پيش معلوم بود که جوامع متمدن غربي، در مقابل تعرض جريانات سوپر راست و ارتجاعي، قد علم خواهد کرد و از دستآوردهاي متمدنانه و عدالتخواهانه خود دفاع خواهد کرد.
از پيش معلوم بود که جوامع اروپايي، در انحصار جريانات راست و سوپر ارتجاعي نيست! در اين انتخابات عدالتخواهي سوسياليستي، گرايش چپ کارگري، چپ اجتماعي و راديکال، عروج کرد و به فاکتوري در معادلات اروپا تبديل شد. حزب کارگر بريتانيا، نه يک حزب کمونيستي است و نه يک حزب سوسياليستي! با اين وجود، جدالي که از پائين اين حزب را تصرف کرد، تلاشي که گرايش چپ و سوسياليستي مانيفست اقتصادي عدالتخواهانه رهبر خلاف جريان اين حزب را تحميل کرد، آينده تقابل گرايشات دروني اين حزب، و آينده اين حزب را هم در هاله اي از ابهام فرو برده است. انتخابات بريتانيا، فاز و فصل جديدي از تقابل هاي طبقاتي در غرب است. فصل جديدي از تقابل طبقاتي به نفع جنبش سوسياليستي طبقه کارگراست. بايد به استقبال آن رفت. روزها و هفته هاي آتي، روزهاي بهتري است.

ثریا شهابی

۱۲ ژوين ۲۰۱۷