به دنبال فراری دادن روحانی که برای کسب رای و آبرو به دیدار کارگران معدن که رفقایشان زیر آوار معدن خفته بودند و پس از اینکه روحانی دوباره رییس جمهور شد و خرش از جوی پرید، دیگر نیازی به رای و اعتماد و نظر کارگران ندارد. در نتیجه اولین گام رییس جمهور روحانی، گرفتن انتقام از کارگران معدن است. این بار کارگران باید از روحانی معذرت خواهی کنند و پا را از گلیم خود فراتر نگذارند. اما قابل فهم است که این عمل هم به معنای ترساندن کارگران است و هم روحانی می خواهد کارگران معدن او را ببخشند!
اما روحانی باید بفهمد که انتخاب مجدد او به ریاست جمهوری به معنای ٤ سال دیگر صبر و انتظار و توهم کارگران و زحمتکشان به گشایش اقتصادی و سیاسی او نیست. این دوره به پایان رسیده است. اولویت روحانی در دور دوم ریاست دولتش این است که خود را برای مقابله با تعرض طبقاتی و سیاسی و اجتماعی طبقه کارگر و زحمتکشان آماده کند. این دوره، دوره نبرد رودر روی دو طبقه است که هر دو جایگاه واقعی و طبقاتی خود را خوب می فهمند. مثل این است که کارگران و زحمتکشان، دشمن خود را بار دیگر از زمین بلند کرده تا این بار چنان بر زمنی زنند که دیگر نتواند برخیزد.
ما به دوره ای از تاریخ مبارزه طبقاتی و اجتماعی پا می گذاریم که هم بورژوازی حاکم و اقشار میانی جامعه از طرفی وهم طبقه کارگر و ده ها میلیون زحمتکشان و خانواده هایشان از طرف دیگر جای خود را تعیین می کنند. جامعه ما قدم به دورانی می گذارد که نه تنها حنای هیچ جناح بورژوازی دیگر رنگ ندارد، بلکه لیبرالیسم و دمکراسی خواهی اقشار متوسط جامعه هم خود را در کنار دولتشان می بینند. دوره ای که تنها طبقه کارگر و زحمتکشان جامعه که ده ها میلیون کارگر و زحمتکش وجوان بیکار و زن تحت ستم و تبعیض اند، می تواند سخنگو و پیام دهنده ی آزادیخواهی و برابری طلبی و جامعه ای مرفه و آزاد و امن باشد. اقشار متوسط و میانه ی جامعه و خرده بورژوازی فرصت طلب دور مدارقدرت بورژوازی حلقه زده اند. اما با عروج طبقه ی کارگر به عرصه مبارزه ی طبقاتی و سیاسی و اجتماعی، دیری نمی کشد که این طیف جامعه را از کرده ی امروز خود پشیمان کند.
با قدرت گیری طبقه کارگر، بار دیگر و شاید برای اولین بار در نزدیک به ٤ دهه اخی،ر سرها را به طرف خود بر می گرداند و سکان مبارزات اجتماعی و مطالبات اقتصادی و سیاسی و آزادیخواهانه را به دست خواهد گرفت. این دوره را می توان آغاز پایان تقابل "همه با هم" علیه جمهوری اسلامی نامید. جامعه ی ایران حول بورژوازی حاکم و در اپوزیسیون از هر قماشش، بهمراه حامیانشان در درون اقشار میانی جامعه از طرفی و طبقه ی کارگر با پرچم طلبکارانه ی مطالبات انبار شده از طرف دیگر قطبی می شود. طبقه کارگر به میدان تعرض طبقاتی وسیاسی جدید قدم می گذارد.
طبقه کارگر نه مغز کوچک و نه جثه ضعیفی دارد. کمونیسم ابزار مبارزه ی طبقه ی کارگر است و این طبقه همچنین از اعضای ده ها میلیونی ای شامل خود و خانواده هایشان تشکیل می شود که با تعرضات مکررش جامعه را تکان خواهد داد و می توان گفت بیدار خواهد کرد. این دوره را باید دوره بیداری نامید.
اما این اتفاقی نیست که خود بخود بیفتد. امروز بهتر و بیشتر از هر دوره ای کارگران کمونیست می توانند کمونیسم را ابزار مبارزه طبقه کارگر قرار دهند. می توانند طبقه کارگر و زحمتکشان ده ها میلیونی را برای استفاده از فرصت و شرایط کنونی آماده و متحد کنند، سازمان دهند و به میدان نبردهای سرنوشت ساز بکشانند. می توانند باسازماندهی یک تعرض سراسری طبقاتی، توازن قوا را بین پرولتاریا و متحدینش و بورژوازی و حامیانش به نفع طبقه ی خود تغییر دهند. شرایط کنونی از همه ی کمونیست ها و سوسیالیست های صفوف طبقه کارگر می طلبد که بدوا خود درکمیته های کمونیستی کارخانه ها و مراکز بزرگ و کوچک کار و محلات متحد شده، سازمان یافته و به عامل قدرتمندی برای متحد کردن و سازمان دادن کارگران و ایجاد همبستگی طبقاتی و سازماندهی تحرک و تعرض سراسری طبقه کارگر، تبدیل شوند.
برخلاف مایوس شدگان از نتایج نمایش انتخابات و یا رقاصان حامی این و آن کاندیدای ریاست جمهوری و جشن های پیروزی روحانی، دوره ی جدید تعرض طبقانی و سیاسی و اجتماعی در راه است که نمی گذارد بورژوازی آب خوشی از گلویش پایین رفته و سکان قدرت و زور و فریب را از دستش خواهد انداخت. دوره ای که همه ی کمونیست ها و فعالین و رهبران طبقه کارگر و توده های زحمتکش دستشان را در دست همدیگر گذاشته و صف محکم طبقاتی طبقه کارگر و زحمتکشان را در مقابل صف ارایی بورژوازی حاکم و حامیانش ایجاد کنند. جامعه ایران می رود شاهد وضعیتی باشد که شعارها و وعده های آزادی و امنیت و رفاه را از دست مدعیان رنگارنگ بورزوازی بیندازند و خود را برای سرنگونی انقلابی کل بورژوازی و دولتشان، اماده کند.

مظفر محمدی- خرداد ۹٦ (مه ۲۰۱٧)