مظفر محمدی 

بورژوازی فاسد و ریاکار بین المللی در راس آنها امریکا و ناتو می خواهند این دروغ را به مردم جهان بفروشند که کشتار کاریکاتوریست ها ی مجله ی شارلی هبدو، جنگ تروریسم و آزادی بیان و جنگ اسلحه و قلم است. این یک دروغ بزرگ است. دفاع  شیوخ سلفی عربستان و قطر و داعش از پیامبر اسلام بهمان اندازه بهانه و ابزار تحکیم پایه های قدرت و ثروتشان است که طرفداری و دلسوزی سران دول امریکا، اروپا، اسراییل، ترکیه  و... از آزادی بیان! 

جنگی که از مدتها پیش شروع شده جنگ تروریست ها ست. جنگی که پرسناژهای متعددی از هر طرف دارد. ظاهر داستان این است که چند عامل سلفی یا داعش، در پاریس ترور انجام دادند و خون تعدادی از بهترین و شریف ترین انسان های این دوره  به زمین ریخته شد. اما این فقط یک طرف داستان و جنایت است. طرف دیگر تروریسم دولتی امریکا، ناتو، اسراییل، شیوخ عربستان و قطر و یمن و ترکیه و جمهوری اسلامی است.

تروریسم اسلامی تنها یک طرف و یک گوشه ماجرا و اتفاقا طرف و گوشه ضعیف تر تروریسم این دوره در مقابل ترور عظیم تاریخی و امروز بورژوازی غرب و امریکا و دیگر مرتجعین منطقه ای شان است.

بیاد بیاورید و ببینید:

- بر سر مردم هیروشیما و ناکازاکی بمبت اتم ریختند و کرور کرور مردم را کشتند و سوزاندند که هنوز هم عوارضش را کودکانی که به دنیا می آیند به ارث می برند.

- در ویتنام کشتار میلیونی کردند. در دفاع از سرمایه داری در مقابل کمونیسم حتی به درختان و گیاهان هم رحم نکردند. جنگلهای ویتنام را سوزاندند چون بوی کمونیسم میداد. درختانی که هنوز هم سبز نشده اند.

- در اروپای شرقی بنام پایان کمونیسم و استقرار دمکراسی، جنگ و پاکسازی قومی راه انداختند. مردمانی که تا دیروز در یک کشور واحد در کنار هم می زیستند را  به نام صرب و مسلمان و کروات و ... به جان هم انداختند.

- بیش از دو دهه است مردم فلسطین را به جرم دفاع از خانه و کاشانه و زندگی شان کشتار جمعی می کنند. چرا که میلیاردرهای یهودی ساکن امریکا و لابی هایشان در کنگره و سنا دولت قدرتمند یهودی متحد امریکا در منطقه را می خواهند.

- در افغانستان، اقوام و عشایر را تحت نام جنگ اسلام و کمونیسم روسی مسلح و تجهیز کردند و طالبان را بوجود آوردند و همه نشانه های انسانیت و مدنیت را نابود کردند. متعاقبا خود علیه مخلوق طالبانی خود برخاستند و افغانستان را به یک تل خاکستر تبدیل نمودند.  

- به بهانه جنگ کویت و سر هم کردن دروغ بزرگ سلاح کشتار جمعی در دست دولت صدام، به این کشور حمله کردند و همه زیرساختهای اقتصادی و مظاهر مدنیت و زندگی مردم را ویران ساختند. در نتیجه این توحش و تروریسم دولتی کشورهای مهد دمکراسی جهان، سرنوشت مردم عراق را دست متحدین خود در میان ناسیونالیستها و قوم پرستان و عشایر و اسلامیون شیعی و سنی سپردند. از یک کشوری که مردم خود می توانستند تکلیفشان را با دولتشان تعیین کنند یک ویرانه ی کامل و یک سناریوی سیاه تحویل جامعه دادند.

- در لیبی همین سناریو را تکرار کردند. لیبی "آزاد"  و محصول دمکراسی غربی، اکنون بزرگ ترین پایگاه تروریستهای اسلامی داعش است.

- در سوریه جریانات ارتجاعی و باند سیاهی به نام ارتش آزاد را تسلیح و تجهیز کردند و آنها را به نام پیام آوران دمکراسی غربی در یک جنگ داخلی به جان مردم انداختند. هدف این تروریسم و توحش دولتی این است که بشار اسد را که مطلوبشان نیست پایین بکشند. در این جنگ تروریستی برهبری ناتو و شیوخ عربستان و قطر و اردوغان رییس حزب عدالت و توسعه و دولت ترکیه، تا کنون علاوه بر ویرانی و نابودی دارایی ها و مسکن و کار و زندگی مردم،  تاکنون حدود یک میلیون انسان را به کشتن داده اند.

- درعراق و سوریه، داعش را سازمان دادند تا توازن قوا را به نفع خود و به ضرر جمهوری اسلامی تغییر دهند. 

 دنیا باید ببیند و قضاوت کند که اکنون در لیبی، عراق و سوریه، جنگ توحش و تمدن در جریان است یا جنگ تروریستهای دولتی و غیر دولتی بر سر تصرف مناطق و منابع و تقسیم قدرت و جابجایی نیروهای خودی و غیرخودی!! جنگ و کشتار و توحشی که پایانی ندارد. جنگی که تنها ترکش هایش به پاریس و بلژیک و دیگر کشورهای اروپایی می رسد. 

هر وجدان کرم نخورده ای می داند که تروریست ها فقط چند نفر یا چند گروه اسلامی از “پابرهنه های شمال افریقا” یا “مهاجرین عقبمانده و بی کفایت” برای ادغام در جامعه "متمدن" اروپایی، نیستند بلکه تروریسم دولتی و سازمانیافته امریکا و اروپایی و شیوخ عرب متحدشان در راس و در پیشاپیش این توحش و بربریت ایستاده است!

آیا ابوبکر بغدادی و بن لادن بیشتر جنایتکارند یا بوش و دیک چنی و رامسفلد و ناتانیاهو؟ اگر روزی یک دادگاه بین المللی برگزار شود، در کنار ابوبکر بغدادی می بایست بوش و چنی و رامسفلد و ناتانیاهو و کامرون و اردوغان و خامنه ای بنشینند. جرم کدامیک از این ها سنگین تر است؟! اگر از حالا تا هر زمان که داعش و تروریستهای اسلامی وجود دارند توحش و ترور کنند هنوز به گرد پای تروریسم دولتی این دولتمردان دمکراسی نمی رسد. در جنگ و تروریسم دولتی، در ازای هر یک نظامی و مسلح، ده ها نفر مرد و زن و کودک کشته شده اند.

نیازی به آگاهی سیاسی بالا، تحلیل، تحقیق و تفحص های ژورنالیستی و متخصصان و فیلسوفان جهان بورژوازی برای بیان وقایع نیست، فقط یک جو وجدان می خواهد تا بشریت با چشمان خود ببیند و قضاوت کند.  

مردم جهان، طبقه کارگر بین المللی، زنان و کودکان و سالمندان کشورهایی که رنج و درد توحش و تروریسم دولتی امریکا و متحدینش را تحمل کرده اند، از ویتنام، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه و بازماندگان نسل کشی یوگسلاوی و...، تا مردم  اروپا و دوستان و همکاران و خانواده ی کشته شدگان مجله شارلی هبدو، نباید تسلیم این دروغ بزرگ شوند که گویا جنگ کنونی جنگ تروریسم اسلامیون با تمدن و جنگ تروریسم با آآزادی بیان است! دنیا باید ببیند و بفهمد که جنگ کنونی جنگ تروریست ها است. جنگی که جهان امروز را به نام دفاع از دمکراسی به آتش و خون کشیده است، نه جنگ چند تروریست خداپرست با آزادی بیان و جنگ توحش با تمدن! هر دو طرف این جنگ توحش و بربریت است یکی به نام دمکراسی و نظم و امنیت جهان سرمایه داری و دیگری به نام دفاع از اسلام و پیامبرانش!  

مردم باید با چشمان باز ببینند که پشت هیاهوی مبارزه با تروریسم که تازه خودشان می گویند اسلامی هم نیست و اسلام بری از این چیز هاست، چه خفته است؟ فکر کنند و ببینند دولتمردان بورژوازی غرب و امریکا و شیوخ شان در خاورمیانه چه خوابی برای مردم دیده اند؟ 

آیا حکام بورژوازی غرب و امریکا و نهادهای امنیتی شان با این هیاهوی ضد تروریستی و جو و فضای پلیسی که حاکم کرده اند،  هدف پلید محدود کردن آزادیهای سیاسی واجتماعی را دنبال نمی کنند؟ نمی خواهند به بهانه دیو تروریسم خود ساخته شان، مردم را ساکت و مرعوب نگه داشته و خر خود را برانند؟

مگر اسنودن و جولین آسانژ کاری بیشتر از یک خبرنگاری و اطلاع رسانی به مردم انجام دادند که اکنون مورد تعقیب دولت امریکا هستند؟  مگر همین مجله شارل ابدول را بارها به بهانه توهین به کلیسا و پاپ به دادگاه نکشاندند و نخواستند دربش را تخته کنند؟ مگر موساد اسراییل کم تر از اسلامی ها دشمن شارل ابدول بود که اسراییل را در جنگ غزه نقد و کاریکاتور کرد؟ چه شده حالا  cia، موساد و کلیسا طرفدار آزادی بیان و دفاع از مجله ای که همه می خواستند از شرش خلاص شوند، شده اند؟! 

 همین مجله را که به نامی دیگر کار می کرد بخاطر انتقاد طنزآمیز و کاریکاتور کردن شارل دوگل در دوره ریاست جمهوری او بستند که بعدا به نام کنونی فعالیتش را دوباره آغاز کرد. مگر خبرنگار امریکایی که در ارتش آزاد سوریه مشغول کار بود را همین ارتش خودساخته امریکایی تحویل داعش نداد که سرش را بریدند. چرا که او منتقد دولت امریکا بود و میخواستند از شرش خلاص شوند. ده ها و صدها سوال دیگر از این دست هست که نشان می دهند این آقایان و روسای دولتهای حافظ دمکراسی چه بر سر آزادی و آزادیخواهی واقعی آورده اند.

  مردم جهان، بجای مرعوب شدن در جو و فضای پلیسی و مانورهای سربازان ارتش در خیابآنهای پاریس و بلژیک ، نباید این ریاکاری را باور کنند. باید به هر حرکت و سیاستشان شکر کرد!

مردم باید با چشمان باز نگاه کنند و ببینند و از خود بپرسند این جنگ جهانی که چند دهه است راه انداخته اند، جنگ تمدن علیه توحش است؟ جنگ تروریسم گروه های خودساخته امریکا و غرب و شیوخ علیه آزادی بیان است یا جنگ تروریست ها علیه همدیگر! 

این جنگ دو طرف دارد و هر دو از همدیگر تغذیه می کنند و به همدیگر سهم می رسانند. دیروز بن قازی را که یک مرکز بزرگ صدور نفت لیبی است، تحویل اسلامیون طرفدار خود دادند و و امروز دنبال منابع مالی و تسلیحاتی داعش می گردند و ابروها را به نشانه تعجب بالا می کشند که " این داعش چه منابع مالی و تسلیحاتی بزرگی دارد!". وانمود می کنند که دارند دنبال منابع مالی و تسلیحاتی و انسانی آنها می گردند. تحلیلگران سطحی و بی مایه شان هم می گویند از بانکهای موصل پول برده اند! گویا یک بانک ورشکسته دولت عراق اینقدر دلار داشته که مخارج چند میلیاردی ده ها هزار مسلح داعش و مهمات و تجهیزات لجستیکی و بودجه ی پرداخت حقوق های کلان به جنگجوهایش و تامین داروی مجانی و کمکهای مالی به مردم تحت سلطه ی خود را تامین کرده است. کسی باید این را باور کند؟

کسی هست به این آقایان بگوید، شما که در واشنگتن می نشینید و نمایش مسخره شکار بن لادن در پاکستان را مثل یک بازی کامپیوتری نگاه می کنید و می خندید، شما که به تکنولوژی پیشرفته آنقدر می نازید، نتوانستید حرکت هواپیماهای باربری نظامی و کامیونهای حمل ونقل تسلیحات و تجهیزات و تدارکات شیخ عربستان و قطر برای داعش را شناسایی کنید!؟ شما که حرکت چند کامیون روسی در ٦٠ کیلومتری اوکراین را از آسمان شناسایی و فیلم برداری می کنید و به مردم نشان می دهید نمی توانید حمل ونقل نظامی وتدارکاتی و تحرکات نیروهای مسلح داعش از شهرهای ترکیه و در مرز ترکیه به سوریه را شناسایی و به مردم بگویید؟!  

این جنایتکاران آشکارا به مردم دنیا دروغ می گویند. جنگ در عراق و لیبی و سوریه و پاریس و بلژیک جنگ گروه های تروریست اسلامی با تمدن و دمکراسی و آزادی بیان نیست. جنگ تروریست ها با هم است. در یک طرف تروریسم سازمانیافته دولتی از پنتاگون و ناتو و تل اویو و شیوخ عرب و جمهوری اسلامی و طرف دیگر تروریستهای زوار در رفته ای است که پلیس مفلوک اروپا می خواهد از آنها غولهایی که "خونسرد اند" و "اموزش دیده اند" و "خیلی مجهزاند" به مردم بفروشد. تروریستهایی که روی مبل خانه شان اسلحه نگه می دارند و کارت شناسایی شان را در ماشین جا می گذارند، گویا خیلی زبده اند! پس مردم بترسید!

تروریستهایی که خودشان اعتراف می کنند از پیش آنها راشناخته اند و تحرکاتشان را زیر نظر داشته اند مثل بلژیک، اما رامبوهای پلیس از جمله در پاریس با دیدن تفنگ فکسنی تروریستها، ماشین شان را تا ته کوچه بعدی عقب عقب می برند و مخفی می شوند. 

حاکمان سرمایه غربی چنین جوسازی می کنند تا مردم را بترسانند. فضای امنیتی و پلیسی ایجاد می کنند تا آزادی بیان و آزادیهای مدنی را از مردم بگیرند. باید منتظر بود فردا روز اعتصاب کارگران پاریس را تحت این عنوان که محرکشان سلفی ها و داعش است سرکوب کنند. مگر جمهوری اسلامی رهبر سندیکای شرکت واحد را به داشتن اسلحه متهم نکرد! شک نکنیم که فردا روز  این اتفاق می افتد اگر ما دروغ شان را باور کنیم و مثل گوسفند سرمان را پایین بیندازیم و بترسیم که گویا تروریستها آمده اند آزادیمان را بگیرند و قلم ما را بشکنند. 

ما شاهد هستیم و خواهیم بود که با هر تعرض تروریست ها، اسلامیست ها و دول اسلامی شیوخ عربی و جمهوری اسلامی یک گام جلو می آیند و حرمت پیدا می کنند. مگر مدیای غرب از مرکل و اولاند تا اوباما و...،  مرتب فریاد نمی زنند که این تروریست ها ربطی به اسلام ندارند و اسلام دین خشونت نیست!

در انطرف هم جناح های راست تر بورژوازی چون حزب لوپن و فاشیستها و راسیستهای اروپایی گامی به جلو رانده می شوند تا خطر مسلمان ها را در بوق کنند.

اگر قرار است ریشه تروریسم کنده شود باید سلفی های حاکم بر قطر و عربستان . ... را بزیر کشید که پشت تروریست های اسلامی ایستاده، آنها را سازمان داده و به ماموریت های تروریستی می فرستد و در ظاهر هم  لباس اسلام میانه رو بر تن کرده که گویا اسلام دین خشونت نیست و اسلام میانه رو اسلام واقعی است! 

بورژوازی ریاکار غرب با کشتن ٤ تروریست مسخ شده و مامور شیخ های عرب، می خواهد همان شیوخ عربستان و قطر و النصره و جمهوری اسلامی را بعنوان اسلام میانه رو تطهیر کند و چهره کریه اسلامی شان را با نقاب میانه رو از مردم بپوشاند. الان آمده و می گویند تنها نیرویی که از عهده داعش بر می آید جمهوری اسلامی است!

چه شد جمهوری اسلامی که محور شر و شرارت بود حالا میانه رو و دوست دمکراسی غرب شده است. آیا جز این است که این رژیم را می خواهند بعنوان رژیم مطلوب و مشروع به مردم ایران و منطقه بفروشند و تحکیمش کنند! 

پنتاگون با خونسردی اعلام می کند که تا ٣ سال دیگر کار داعش را یکسره می کند. و معنی این وعده ی دمکراسی غربی پنتاگون این نیست که کار داعش تمام است. بلکه به این معنی است که بجای دولت اسلامی شام و عراق یک نوع اسلام میانه رو را از دل این جریان بیرون می کشد و در دمشق و بغداد در قدرت شریک می کند. اینها ژنرال سیسی را به نام مردم سر کار آوردند و خمینی را هم به نام مردم به قدرت رساندند. 

نمیشود تروریسم اسلامی را به تنهایی زد و از بین برد ولی  تروریسم دولتی امریکا و اسراییل و انگلیس و حامیانشان سرجای خود بمانند. این دو همزاد همند. تروریسم اسلامی فرزند خلف  تروریسم دولتی است. تا تروریسم دولتی اسراییل کار می کند و می کشد، دست اسلامیون تروریست برای کشتن انسان های بیگناه باز است. گویا کشتن مردم غزه کم تر از کشیدن یک کاریکاتور مسخره ، اسلامیست ها را تحریک می کند. این دروغ بیشرمانه ای بیش نیست.

 

تظاهرات پاریس

موج عظیم و میلیونی تظاهرات مردم پاریس می توانست هیجان انگیز و افتخار آمیز باشد. افتخار آمیز برای کسانی که به کشتن انسان توسط هر کسی باشد معترضند و طرفدار و مدافع آزادی انسان!

اما این تظاهرات با صف مقدم جنایتکاران جنگی چون ناتانیاهو، کامرون، احمد داود اوغلو و دیگر نمایندگان حکام بورژوایی از امریکا تا خاورمیانه و افریقا، بازو در بازوی هم، آن هم به نام دفاع از آزادی بیان مشمئز کننده و خجالت آور بود. این نمایش مسخره ی نمایندگان دمکراسی به طرفداری از آزادی بیان و دلسوزی برای کاریکاتوریست های یک مجله که خود توسط کلیسا و پاپ و موساد و ... بارها تلاش کرده بودند بهر شیوه ی ممکن  از شرش خلاص شوند، ریاکاری کثیف و اشکار و پررویی بیشرمانه است.

هر انسان شریف و آزادیخواهی اگر ریگی به کفش نداشته باشد با مشاهده این نمایش برهبری جنایتکاران تاریخ معاصر که بازو در بازوی هم چند میلیون انسان پشت سرشان رژه می روند چه احساسی می تواند داشته باشد جز این که دارند از روبرو چاقو در شکم انسان فرو می کنند! از روبرو و بی شرمانه! 

این جنایتکاران، ما مردم را گوسفند پنداشته اند تا چوپان هایی چون کامرون وناتانیاهو و اوباما و غیره به نام امنیت ما سگهایشان را بیشتر کنند و بیشتر تجهیز و تسلیح شوند. اکنون در پارلمان اروپا و دولتهای غربی باز به نام امنیت ما بحثشان بر سراختصاص بودجه کلان تر به نیروهای امنیتی و پلیس و ارتش است!

بشریت آگاه نباید این خفت را بپذیرد. تظاهرات میلیونی پاریس و دیگر شهرهای فرانسه و پایتختهای اروپایی می بایست علیه هر دوطرف تروریسم این دوره می بود. مردم می بایست به مرکل و اولاند و ناتانیاهو و اوباما می گفتند، دروغگوها! این ها سربازان شما هستند که از عراق و سوریه بر میگردند و در پاریس ادم می کشند. چرا وقتی این ها در سوریه علیه بشاراسد می جنگند سرباز شما و طفل معصوم دمکراسی تان هستند ولی وقتی بر می گردند تروریستهای دشمن شما می شوند!  

چرا ما باید شما را باور کنیم؟ شما به چه حقی جلو صفوف ما قرار گرفتید؟ چه کسی مدال رهبری تظاهرات ضد تروریستی را به سینه شما تروریست های بزرگ تر زده است؟!

توحش و بربریت بسیار فراتر از یک یا چند نفر و گروه تروریست به نام اسلامی و سلفی و داعش است. اکنون تروریست ها، اسلامیون بزرگ شده مکتب قرآن و حوزه های علمیه نیستند، مهندسان و تکنیسین ها و آوازخوان های رپ و رقاصانی است که  الزاما سیاه یا اسیایی کله سیاه نیستند بلکه تحصیلکرده های دانشگاه های استکهلم و لندن و پاریس و واشنگتن اند.

شعار و لوگوی تظاهرات پاریس و دیگر شهرهای اروپایی "من شارلی هستم" بود. این در خود ایرادی ندارد. بگذارید لیبرالهای بزدل تا هنرپیشه های هالیوود امثال جورج کلونی، پلاکاد "من شارلی هستم" را بگردن بیاویزند. ما این تمکین به شرافت و انسانیت کاریکاتوریستهای پاریس را برسمیت می شناسیم. اما مگر تظاهر کنندگان پاریس و دیگر شهرهای اروپایی جنایات حداقل یک دهه اخیر بورژوازی جهان بسرکردگی امریکا را فراموش کرده اند. چرا صدای همبستگی با قربانیان کشتار در نیجریه، کودکان پاکستانی، مردم محاصره شده و گرسنه ی غزه، مردم بپا خاسته ی کوبانی و قربانیان بمباران های عراق و سوریه بلند نشد!؟ یک دلیلش میتواند این باشد که عاملان و جنایتکاران این کشتارها از جمله ناتانیاهو و کامرون و غیره در صف جلو این تظاهرات بودند. یا پذیرفته باشند که این جنگ تروریسم با آزادی بیان است! 

چرا کسی نگفت من کودک پاکستانی هستم! من قربانی نیجریه ای یا کودکان گرسنه و سنگ پران غزه هستم! من قربانی جنگ امپریالیستی ویرانگر در افغانستان، لیبی، سوریه، عراق و... هستم!  من انسان به بند کشیده شده ی نظام ننگین طبقاتی و تبعیض و ستم و استثمار سرمایه داری هستم. من اسیر توحش این نظام ام. من برده ام. من صدای میلیونی کودکان کار هستم. من صدای در گلو خفته زنان و دختران در تجارت جهانی سکس بورژواهای شکم سیر هستم. من کارگر ارزان دوزنده پاکستانی در زیر آوار سقفهای ویران شده کارگاه ها برای شرکتهای عظیم سرمایه داری در فروشگاه های عظیم کشورهای غربی هستم! من .... 

تظاهرات عظیم مردم پاریس را با شعار جنگ تروریسم و آزادی بیان، جنگ تمدن و توحش لوث کردند. به مردم دروغ گفتند و مردم بیچاره و زخم خورده و مرعوب، ساکت شدند. به مردم دروغ گفتند تا آنها را سلب اراده کنند. تا خود را رهبر مبارزه با تروریسم و مدافع آزادی بیان و مبشر امنیت جوامع بشری قلمداد کنند. چه دروغ و ریاکاری آشکار و ننگینی!  

مردم آزادیخواه پاریس و همه جای دیگر درجهان را فریب دادند تا باورکنند که این جنگ جنگ تروریسم اسلامی علیه آزادی بیان و جنگ توحش اسلامی علیه تمدن و دمکراسی غربی است. چه کلاه برداری سخیفی!

کسی نبود فریاد کند که این جنگ بربریت با تمدن نیست. تمدنی در کار نیست. تمدن بوش و تاچر و کامرون و ناتانیاهو را بعنوان تمدن غربی و  تمدن اردوغان و شیخ عربستان و قطر و جمهوری اسلامی روحانی را بعنوان تمدن اسلام میانه رو را می خواهند به نام تمدن به بشریت قالب کنید. میبایست مردم این را نپذیرند و بگویند، جای شما جنایتکاران جنگی در صف ما انسان های آزادیخواه و ستم کشیده ازنظام جهنمی تان نیست! بیرون بروید!

اگر این صدا در همه جا و جابجای تظاهرات میلیونی بگوش می رسید. اگر کسی می آمد و میگفت باید ازصف کشیدن پشت سر این جنایتکاران خجالت کشید. آنوقت تظاهرات پاریس تجربه ای افتخارآمیز انسانی و آزادیخواهانه در تاریخ معاصر می شد. 

در تظاهارات پاریس صدایی غایب بود که بگوید. مردم! ما گوسفند نیستیم. انسانیم و می فهمیم که این ها چه بلایی سر بشریت آورده اند. چه کرده اند و چه ساخته اند . دیوی که خود به نام تروریسم ساخته اند را میخواهند مارا با آن مرعوب کنند. بن لادن و ملاعمر و خلیفه ابوبکر و خمینی و... همه دست پخت تمدن این اربابان غاصب جامعه بشری امروز اند.

اینها توحش شان را به نام  تمدن و دمکراسی به مردم قالب کرده اند چرا که انطرف دیوار، توحش دیگری آفریده اند تا بربریت خود را لاپوشانی و تطهیر کنند و از ما بخواهند به نام تمدن و دمکراسی بورژاویی به آن افتخار کنیم و به ان بنازیم که گویا این با توحش و تروریسم اسلامی تفاوت دارد. ما می دانیم انصافا اگر تفاوتی داشته باشد که دارد در ابعاد گسترده و عظیم تر کشتار جمعی، در دروغ بی شرمانه تر، در ابعاد سهمناک سازمآنهای جاسوسی و پلیسی و نظامی گسترده تر، در بمب های اتمی و بمب افکنهای پیشرفته و در قابلیت سازماندهی جنگهای منطقه ای و داخلی در هر جا که اراده کنند از ویتنام تا افغانستان و عراق و لیبی و سوریه و ... و در ریاکاری و دروغ بس بیشرمانه تر ... است. 

بعد از جنایت و کشتار در پاریس و پس از تظاهرات میلیونی دنباله رو سیاستها و شعارهای جنایتکاران بورژوا، باید منتظر باشیم که آزادی بیان سهل است، همه آزادیهای مدنی را به میخ بکشند.

حکام "متمدن" بورژوازی غرب با استفاده از دکترین شوک، مردم را مرعوب می کنند تا ساکت و منتظر ناجیان خود باشند و فراموش کنند پشت صحنه چه اتفاقی می افتد و اعتراف کنند که، دولت مهم است. پلیس بیشتر لازم است. اختصاص بودجه بیشتر به پلیس و ارتش لازم است و کنترل بیشتر لازم است. اگر استراق سمع را گسترده تر کنند و دوربین های مخفی را تا پستوی خانه های مردم ببرند امنیت جامعه بالا می رود!

از طرفی امام های مساجد شهرهای اروپایی را می آورند تا بگویند اسلام چیز دیگری است.

 از طرف دیگر فردا لوپن در فرانسه رهبر مردم عصبانی از تروریسم اسلامی و نفرت از هر کسی که آنها او را  مهاجر و مسلمان بنامند می شود و خانه یهودی ها و مسلمان ها را به آتش می کشند.

اما بورژوازی حاکم از این ها باکی ندارد. مهم این است مردم را گول زده و به آنها دروغ گفته است و مردم باورشان شده که جنگ کنونی جنگ تروریسم با آزادی بیان و جنگ توحش با تمدن است. و مردم نمی فهمند که جنگ تروریست ها است!

کسانی که امروز برای پلیس هورا می کشند باید منتظر باشند تا همین پلیس فردا مسلحانه و به نام امنیت  و با یا بدون مجوز قانونی  به خانه ها و مراکز کار و زندگی مردم وارد شده و عملیات محیرالعقول پلیسی برای تامین امنیت جامه انجام دهد. هر جا هوس کردند مردم را  بازرسی کنند و فعالین و رهبران کارگری  و کمونیست ها و سوسیالیست ها را یکی پس از دیگری اگر ترور نکنند دستگیر، زندانی و از کار و کاسبی محروم کنند.  

اما این اتفاق نمی افتد اگر مردم متوجه باشند که نمیشود تروریسم اسلامی را بدون قطع دست تروریسم دولتی از بین برد.  نمی توان چند عامل و مجری فریب خورده و زوار در رفته سازمآنهای تروریستی اسلامی را درپاریس و بلژیک کشت تا به چهره متحدین خود در عربستان و قطر و ترکیه و ایران نقاب میانه رو زد. نمی توان جنگ و ویران کردن کل زندگی مردم در عراق و لیبی و سوریه و کشتار جمعی و بمباران و توحش خود را تحت عنوان جنگ با تروریسم، تطهیر و لاپوشانی کرد.   

اگر جامعه بشری و طبقه کارگر این جوامع به این آگاهی دست نیابند که جنگ تروریست ها چه اهداف کثیف و ضد بشری و ضد کارگری و ضد زن و ضد کمونیستی در آستین دارد باید همچنان شاهد بود که مردم را به طرفداری بیشتر از پلیسی شدن تبلیغ کنند. به امریکا انتقاد کنند که چرا بمباران شهرها و روستاها و مردم سوریه را دیر شروع کرد و چرا حالا که شروع کرده کم است و کم تر می کشد. به برکت داعش سوریه را بخون کشیده اند کاری که در افغانستان و پاکستان و لیبی و عراق کردند. 

اینها  نمیخواهند مردم متوجه شوند که امریکا بخشی را می کشد تا بخش دیگر را به نام اسلام میانه رو در عربستان و خاورمیانه و در ایران تطهیر کند و از زیر تیغ نقد و تعرض کارگری و کمونیستی و آزادیخواهانه  بیرون کشیده و نجات دهد. داعش را می زند تا اسلام میانه رو را بجای بشار اسد در سوریه و بجای مالکی و شیعه های طرفدار جمهوری اسلامی در عراق به حکومت برساند. آیا هنوز باید گفت و دلیل آورد و نشان داد که این جنگ تروریست ها از دو طرف است!

 اگر مبارزه ای لازم است که هست باید علیه هر دو طرف باشد. تروریسم گروه های اسلامی و غیر اسلامی محصول و نتیجه تروریسم بزرگ تر دولت های امریکا و متحدان غربی و شیخ های عربستان و خلیج است.

در غیاب طبقه کارگر آگاه و بشریت بیدار، این تروریسم از هر دوطرف ادامه خواهد داشت. تازه وعده می دهند که تا سه سال دیگر داعش را از بین ببرند. وعده ای که در افغانستان هم دادند اما ده سال بعد طالبان هنوز مدعی قدرت سیاسی در افغانستان است! 

سناریوی سیاه در عراق، لیبی و سوریه هنوز چشم انداز پایانی برایش موجود نیست. فردا نوبت کجا است؟ کدام کشور خاور دور و میانه و افریقا و یا امریکای لاتین محور شرارت می شود تا  باز هم جنایتکاران بعنوان "ناجی" بشریت علیهش برخیزند. تروریسم دولتی و غیر دولتی و جنگ تروریست ها در گوشه وکنار جهان از کشورهای اروپایی تا اقصی نقاط جهان اکنون به همت امریکا و ناتو و متحدین اسلام میانه روش و برکت جریانات اسلامی، تا زمانی که طبقه کارگر و انسان اگاه و آزادیخواه علیه کل این نظام جهنمی سرمایه و تروریسم دولتی و غیره را بگور بسپارد، ادامه خواهد داشت.

بشریت به قیام و اعتراض و تظاهرات میلیونی از نوع دیگر در پاریس و واشنگتن و لندن و ریاض و انکارا و تهران و .. با شعار متفاوت و علیه کل نظام ترور و وحشت وسرکوب و استثمار انسان ... نیاز دارد! 

 کسانی که امروز می خواهند متحدینشان را بعنوان اسلام میانه رو در قطر و عربستان و اردن بعنوان اسلام میانه رو اموزش دهند و بفرستند تا بشار را پایین بکشند، فردا روز اگر یکی از همین ها برگشت و تیری در شکم پلیس در یکی از خیابآنهای شهرهای اروپایی خالی کرد، تروریست می شود. اما اموزش دادن و مسلح کردنشان برای کشتن مردم سوریه ی طرفدار اسد، خدمت به دمکراسی است. همین طفل های معصوم دمکراسی دیروز تروریستهای جانی امروز می شوند.

چه کسی مقصر است؟ طفل معصوم دمکراسی  یا سازماندهندگان جنگهای داخلی و منطقه ای و سرکوبگران مبارزات آزادیخواهانه مردم که مبادا نظام دیگری غیر از نظام سرمایه داری درنقطه ای از جهان برپا شود که عمرشان را بر باد می برد...

 

مردم!

جنگ تمدن و توحش یا جنگ تروریسم و آزادی بیان پوچ است. جنگ تروریستها برای منافع کوتاه و درازمدت تر بورژوازی حاکم برجهان است. نگاه کنید از اسلام ناب محمدی در عربستان و قطر و دوبی و تهران و آنکارا و اخیرا در رقه پایتخت داعش در سوریه چه غول های نظامی و اقتصادی ای بوجود آمده است. اسلام دین رحم و مروت و شفقت را نگاه کنید که چگونه امامان و شیخ ها و خلیفه هایشان صاحبان بنگاه های عظیم مالی و تجاری و نظامی و سازمآنهای مخوف پلیسی و قدرت سیاسی ادم کشی و نسل کشی شده اند.  

تنها ثروت خاندان آل ملک عبدالله در عربستان و بیت ولی فقیه خامنه ای در ایران برای خوشبخت کردن همه مسلمان جهان کافی است که دیگر کسی گرسنه و بیکار و مریض و تروریست نشود. ولی این ثروت به این تروریسم نیاز دارد.

تنها مخارج ارتش یکی از دولتهای غربی یا امریکا، برای خوشبخت شدن مردم قاره افریقا کافی است که دیگر بوکوحرامی درست نشود. اما اینها به افریقای فقیر و گرسنه و مریض و به  بوکوحرام نیاز دارند  تا به مردم کشور خود بگویند به سهم تان راضی باشید و خدا را شکر کنید که امنیت دارید. و شما برای امنیتتان به نهادهای عظیم نظامی و پلیسی و بمب و بمب افکن ها و جنگها و سرکردگی جهان و کشتن وحوش افغانی و عراقی و سوری ولیبایی و ایرانی نیاز دارید، شما برای نجات تمدن تان از توحش شرق و اسلامی و به ما نیاز دارید.  دست به کلاه خود بگیرید، خفه و ساکت شوید. برای دفاع از آزادی بیان و آزادی خودتان هم، ما جلوو جلودارتان هستیم. افسارتان را دست ما بدهید.

آیا ما باید این ها را باور کنیم؟ چه ننگ و شرم اور است باور کردن این دشمنان بشریت را  و چه خجالت آور است پشت سر این ها و به نام طرفداری از آزادی بیان رژه رفتن!

بشریت امروز بیشتر از هر وقت به آزادی و برابری و به سوسیالیسم ورهایی و به مارکس نیاز دارد. کسی که این حقیقت را نمی فهمد یا نادان است یا دشمن انسان!

 

بهمن ٩٣( ژانویه ٢٠١٥ )