انتخابات ریاست جمهوری و شوراها در ایران همیشه فرصتی برای جمهوری اسلامی بوده تا خود را بازسازی کرده، تغییر آرایش بدهد و بحران اقتصادی و سیاسی را از گردن رئیس جمهور و دولت پیشین باز کرده و به گردن رئیس و دولت جدید بیاویزند. این خراب کرد ببینیم آن یکی چه می کند! یا ٤ سال دیگر به همین که هست فرصت بدهید تا کارهای نکرده را تکمیل کند!

قوه اجراییه با رئیس جمهور و دولت و شوراهایشان تنها نقش ضربه گیر نظام را بر عهده دارند. این ها را می خواهند تا فردا بگویند دولت مقصر و ناتوان است وگرنه نظام خوب کار می کند. در کنار سرکوب، این یک طریقه دیگر حفظ نظام است.

علاوه بر این انتخابات برای اپوزیسیون بورژوایی جمهوری اسلامی از چپ و راست آن، فرصتی است که شانس خود را بیازماید تا شاید از در رانده شده از پنجره وارد شود و از این نمد برای خود کلاهی بدوزد. چه آنهایی که به دلیل اینکه بازی داده نمیشوند، آنرا تحریم می کنند وچه آنهایی که با گلایه از انتخابات و فضای "غیر دمکراتیک" آن اعلام میکنند "اگر فضا دمکراتیک بود ما هم شرکت می کردیم"، دو روی یک سکه اند.

هر دو این جریانات برای جمهوری اسلامی مشروعیت می خرند. یکی معتقد است که، چون فضای سیاسی دمکراتیک نیست پس نباید در انتخابات شرکت کرد و دیگری می گوید منتظریم ببینیم فضا دمکراتیک می شود بعد درمورد مشروعیت داشتن یا نداشتن رِژیم و انتخابات تصمیم می گیریم. کل این جریانات اپوزیسیون چپ و راست در زمین بازی "اصلاح رژیم" می چرخند. اپوزیسیونی که در انتخابات ٨٨ طرفدار جنبش سبز و "رای من کو؟" شدند. همه این ها بازیگران متنوع یک مضحکه اند: "مضحکه انتخابات"

اما صورت مساله در رابطه با طبقه کارگر و مردم زحمتکش ایران چیز دیگری است. از زاویه منفعت طبقه کارگر و زنان و جوانان ایران، مساله انتخابات های پشت سرهم در جمهوری اسلامی، دمکراتیک یا غیر دمکراتیک بودن آن نیست. در بهترین و دمکراتیک ترین شکل ممکن، باز کرسی جناحی از بورژوازی ابقا و یا عوض می شود و دیگر هیچ.

برای ده ها میلیون کارگر و کارمند و معلم و زن و جوان ایرانی انتخابات های پشت سرهم، نه ماهیت جمهوری اسلامی و نه موقعیت نظام سرمایه داری را تغییر می دهد. جز اینکه بر ادامه سرکوب و استثمار و کار ارزان و بیکاری میلیونی و تبعیض و نابرابری و گسترش فحشا و اعتیاد و فلاکت مهر تائید میزند.

کل تلاش بورژوازی حاکم و در اپوزیسیون این است که بر هر اندازه توهم باقیمانده ی توده های زحمتکش به "اصلاح جمهوری اسلامی"، به "گشایش اقتصادی" و "فضای باز سیاسی"، سرمایه گذاری کنند، ادامه حیات و سهم شان از قدرت و ثروت تامین و تضمین گردد.

با نگاهی به جامعه کردستان، نه فقط از این قاعده مستثنی نیست، هیچ، بلکه فضا آلوده تر و آشفته تر است.

بخشی از ناسیونالیسم کرد که تا دیروز درب کنسولگری جمهوری اسلامی در اربیل را از پاشنه می کندند تا بعنوان جزیی ولو ناچیز از نظام مقبول و در آن ادغام شوند، وقتی جواب منفی گرفتند، امروز بیانیه مشترک تحریم انتخابات امضا می کنند. بخش دیگر که پرچم راسان و جنگ نیابتی عربستان در کردستان را برافراشته است، راه دیگری جز تحریم انتخابات برای خود باقی نگذاشته است.

جناح دیگر ناسیونالیسم کرد یک روز به نام "پژاک"، بعنوان شاخه نظامی پ ک ک در کردستان ایران، به میدان می آید و روز بعد بنا به کش و قوس های رابطه جمهوری اسلامی و پ ک ک، لباس نظامی را از تن در آورده و آرم مدنی به سینه می زند و خود را "جامعه دمکراتیک شرق کردستان"، (کودار) می نامد تا بلکه در این لباس مقبول جمهوری اسلامی واقع شود. این بخش هم تا همین لحظه منتظر "دمکراتیزه شدن" سیاست جمهوری اسلامی است تا موضع خود در مورد انتخابات را اعلام کند! این ها می گویند، برای این که جمهوری اسلامی از فشار از پایین مردم و تهدیدات خارجی مصون بماند باید دمکراسی را تمرین کند وزمانی این دمکراسی مقبول واقع می شود که ما هم در سوخت و سازش و از جمله در انتخاباتش شریک شویم!

سهم خواهی از قدرت و ثروت بهر قیمت، از مذاکره با ماموران اطلاعاتی تا راه اندازی "راسان" و جنگ نیابتی عربستان و تا تغییر لباس و نام از "پژاک" به "کودار" و ادامه حیات در شکاف رقابتهای کشورهای منطقه، کل سیاست و استراتژی و آرمان و اهداف ناسیونالیسم بورژوازی کرد را تشکیل می دهد. استراتژی، سیاست و اهدافی که هیچ سنخیتی با منافع کارگران و مردم زحمتکش کردستان ندارد و تماما علیه آن است.

کارگران و مردم کردستان در انتخابات جمهوری اسلامی شرکت نمی کنند. مردم برای انتخابات هیچ قید و شرطی ندارند. مردم منتظر "دمکراتیزه شدن" سیاست در جمهوری اسلامی نیستند. مردم توهمی به گشایش اقتصادی و فضای باز سیاسی از جانب بورژوازی حاکم برایران ندارند. کلیت این نظام با جناح های اصلاح طلب و دمکراسی خواه و نظامی و امنیتی اش برای کودن ترین فرد جامعه شناخته شده و امتحان پس داده است. برای هر کسی بویی از سیاست برده باشد، معلوم است که روحانی کماکان بهترین گزینه برای جمهوری اسلامی است.

شرکت نکردن در انتخابات و رای ندادن به معنای "نه" به کل این نظام است. توهم ها باید ریخته باشند، انتظارها باید پایان کشیده باشد، انتخاب طبقه کارگر ایران، کارگران کردستان و مردم زحمتکش، متحد و متشکل شدن و رهبری و سازماندهی یک مبارزه بی امان برای آزادی و معیشت و امنیت است. توقع و توهم و انتظار اینکه آزادی و رفاه و امنیت از درون جمهوری اسلامی حاصل شود، خودفریبی و بلاهت محض است. طبقه کارگر در سراسر ایران و کارگران و زحمتکشان و زنان و جوانان در کردستان سرنوشتی مشترک و غیر قابل تفکیک دارند. این سرنوشت را نباید به دست انتخابات ها و مضحکه ها و دروغ و فریب بورژوازی حاکم و اپوزیسیون سپرد.

ناسیونالیسم کرد، آبروباخته تر از آن است که بخواهد نقش فراخوان دهنده کارگران و مردم زحمتکش کردستان برای "تحریم انتخابات" را بازی کند. نه راسان و جنگ نیابتی، نه دریوزگی بر درگاه اطلاعات جمهوری اسلامی و نه پوشیدن لباس مدنی و داعیه جامعه دمکراتیک آنهم برای "شرق کردستان"، نه کردستان ایران که اسمش را عوض کرده اند، جواب حل معضلات اقتصادی و سیاسی و معیشت و امنیت مردم کردستان نیستند. این ها بخشی ولو کوچک و بازنده در شریک شدن در قدرت اند. این ها بر تن مردم لباس نژادی و دینی و قومی و خلقی می پوشانند تا تقسیم جامعه به طبقات را انکار کنند، تا مبارزه طبقاتی را نفی و فدرالیسم و کنفدرالیسم شان را به کارگران و مردم زحمتکش بفروشند.

شرکت نکردن در انتخابات و رای ندادن، جزئی از مبارزه طبقه کارگر و زحمتکشان علیه کلیت نظام بورژوایی و سرمایه داری و مشقات و مصیبتهای آن است. انتخاب امروز مردم، تلاش، جدال و مبارزه برای آزادی و رفاه و امنیت برای کلیه شهروندان جامعه است.

 

دفتر کردستان حزب کمونیست کارگری- حکمتیست (خط رسمی)

فروردین ۹٦(آوریل ۲۰۱٧)