مصاحبه رادیو نینا با آذر مدرسی: سال دیگری را پشت سر گذاشتیم، سال بیکاری وسیع تر، سال اقتصاد مقاومتی، سال کشمکش های جدید در خاورمیانه بحرانی، سال اعتراض به فقر – بیکاری به وضعیت زیستی یا به روایت دیگر، سال جشن یکسالگی برجام، سال گشایش ها، امنیت و آرامش، سال موفقیت های اقتصادی و سیاسی یا سال تلاش در رفع تبعیض جنسی و .... می توان از هر دو زاویه اسم برد.
ایران در سالی که گذشت و چشم انداز سال آتی را با آذر مدرسی در میان می گذاریم.

آسو فتوحی: آذر مدرسی؛ ضمن خوش آمد گویی اجازه بدهید از این جا شروع کنیم. روحانی در آخرین روزهای سال گذشته و در حاشیه آخرین جلسه هیئت دولت درسال ۱۳۹۵ گفته است که امسال سال بسیاری از گشایش ها بوده است و مواردی مانند بهبود زیرساخت اقتصادی و تولیدی، ایجاد امنیت، پیشبرد برنامه های اقتصاد مقاومتی، موفقیت در تولید و صادرات، رشد در زمینه مواد غذایی و کشاورزی، موفقیت در زمینه حمل و نقل ریلی، جاده ای، هوایی و همچنین صنعت گردشگری و نکاتی از این موارد اشاره کرده است. شما سال گذشته را با اشاره به این نکات، به خصوص در رابطه با برآورده شدن توقعات مردم در زمینه بهبودهای اجتماعی – اقتصادی و سیاسی، را چطور ارزیابی می کنید؟

آذر مدرسی: ببینید چه روحانی و اعضا کابینه اش، چه نمایندگان مجلس، ولی فقیه و دستگاه های تبلیغاتی، کارشناسان، متخصصین و میدیایی، که قراراست این ادعاها را در بسته بندی های زیبا تحویل مردم دهند، و چه مردم می دانند که این ادعاها، ادعاهای پوچی هستند، می دانند این ها تبلیغاتی بیش نیست و جمهوری اسلامی با این ادعاها تلاش میکند برای خود آبرویی بخرد.
جمهوری اسلامی هم مثل هر دولت بورژوایی دیگری، پز همیشه موفق را میگیرد. اینها همیشه موفق هستند حتی وقتی که وارد جنگ می شوند، همیشه موفق هستند حتی وقتی که فقر و بیکاری را به جامعه تحمیل می کنند، همیشه چه در اقتصاد چه در رشد سیاسی جامعه چه در ابعاد اجتماعی در آن جامعه همیشه موفق هستند. اگر حتی تبعیض جنسیتی را در آن جامعه حاکم می کنند، اگر آپارتاید جنسی را در آن جامعه دارند و اگر میزان بیکاری شان سال به سال بیشتر و بیشتر میشود با یک سری آمارهای دست سازی شده، که نشان از هیچ بهبودی در زندگی مردم ندارد، اعلام می کنند که سال موفقی را داشتند و سال موفق تری در آینده خواهند داشت. در نتیجه این ادعا را باید به عنوان یک مشت تبلیغاتی که فقط برای فریب و آبروداری است دید، خودشان هم بر این امر واقف هستند به این دلیل که زندگی واقعی مردم در آن جامعه با تک تک این تبلیغات و این ادعاها در تناقض هست و باید آنرا به حساب تبلیغات و به حساب حرف های پوچ و ادعاهای پوچ روحانی گذاشت.
اما ظاهرا آقای روحانی در عین حال از یک کم حافظه گی و یک کند ذهنی جدی رنج می برد. چون که اگر یک سر سوزن ذهن فعالی داشت و فکر می کرد، فقط به چند ماه گذشته جامعه ایران، به اعتراضات ومعضلاتی که جامعه با آن روبرو است، نگاه می کرد، میدید که این مولفه ها چطور گریبان دولت را گرفته و تا آنجا پیش رفت که صدایشان چه در مجلس چه در دولت درآمد. اگر این کند ذهنی را نداشت باید می گفت: سال گذشته سال خشکسالی، سال بحران های زیستی و محیطی، سال بیکاری و رسوایی فیش حقوق های نجومی مدیران دولتی و بانکها و اقوام و دوستان خود روحانی، سال بن بست اقتصادی، سال تشدید فشار بر فعالین کارگری و فعالین سیاسی، سال حکم های زندان و شلاق برای فعالین کارگری، سال پرداخت نکردن دستمزدها به میلیون ها کارگر آن جامعه، سال تحمیل فشار بر زندگی میلیون ها و صدها هزار معلم، سال اعتراض به تبعیض جنسیتی، سال اعمال فشار بر زنان در آن جامعه بود. لازم نبود تمام دوازده ماه گذشته را نگاه کند و ببیند که سال گذشته، فقط کافی بود به چند ماه گذشته نگاه کند و ببیند که سال کشتار کولبران در ایران، سال آتش گرفتن پلاسکو و از دست رفتن جان چند نفر از کارمندان آتش نشانی و کارگران آن ساختمان و سال ناامنی شغلی و بیکاری وسیع بود. روحانی اگر کمی ذهن فعالی داشت فکر نمی کرد که مردم این همه معضل و فشار را فراموش کرده اند و این تبلیغات را جایگزین واقعیت زندگی هر روزه خودشان می کنند.
در نتیجه اجازه بدهید که ما برگردیم و نگاه کنیم که سال گذشته برای جامعه تا آنجایی که به جمهوری اسلامی و به مسئولیت این رژیم به عنوان دولت حاکم در آن جامعه به عنوان دولتی که در قبال اشتغال، رفاه، آسایش، سعادت، آزادی، حقوق اجتماعی، حرمت در قبال همه آن شهرواندان مسئول است، چگونه بود. ببینیم سال گذشته جمهوری اسلامی چه ارمغانی برای جامعه آورده است. اگر فقط به گفته خودشان اتکا کنیم وگفته هیچ فرد یا مرجع دیگری را مبنا قرار ندهیم، خودشان اعلام کردند که نرخ بیکاری در یکسال گذشته، ٤/۱ درصد رشد پیدا کرده و نسبت به سال گذشته نرخ بیکاری بیشتر شده است و پیش بینی کرده اند که نرخ بیکاری در سال آینده از ٤/۱۲ درصد امسال به ۵/۱۲ درصد خواهد رسید. رسوایی فیش های حقوقی نجومی شغل هایی که هیچ وجود خارجی نداشتند،، از رسوایی مالی بانک هایی که معلوم نیست اساسا موجودند و سرشان به کجا بند است و... که یکی از اسکاندال های بزرگ در آن جامعه بود و نشان از وجود فساد وسیعی در آن جامعه، فساد مالی وسیعی که تحت عنوان بانکها، بگذریم، سال گذشته سال رسوایی فیش های حقوقی نجومی مدیران دولتی، مدیران بانک ها و شرکت های بیمه بود.
روحانی و کل جمهوری اسلامی از رشد اقتصادی و آمار رشد اقتصادی شان زیاد سخن به میان می آورند، اجازه بدهید که یک نگاه کوتاهی هم به رشد اقتصادی شان بکنیم. باز به گفته خودشان، نه به گفته هیچ منبع دیگری یا ثالثی که نفعی در ارائه آمار ندارد، نگاه کنیم. طبق آمار خودشان رشد اقتصادی ایران اساس در نفت و به دلیل رفع تحریم ها بوده و ربطی به ایجاد اشتغال و ایجاد به بهبود زندگی مردم در آن جامعه ندارد. رشد اقتصادی در نفت ٦۵ درصد است که خیلی به آن می بالند، ولی رشد در معدن و ساختمان اساسا منفی و یا صفر بوده است. در نتیجه رشد اقتصادی هم که از آن صحبت می کنند پوچ است. "رشد اقتصادی" که حتما درآمدی برای دولت ایران داشته ولی تا آن جایی که به مردم ایران و به طبقه کارگر و به میلیون ها انسانی که در آن جامعه زیر خط فقر زندگی می کنند، به معنای تامین بیمه اجتماعی، تامین بیمه بیکاری، ایجاد اشتغال، بازکردن یک افق بهبود اقتصادی یعنی زندگی بهبود یافته تر در آن جامعه نبوده است. علیرغم تمام تبلیغاتی که می کنند که "رشد اقتصادی داشته ایم" و "در عرصه های مختلف رشد کردیم" و آمار و ارقام را به رخ جامعه می کشانند، همین چند روز پیش زمانیکه حداقل دستمزدها را تعیبن کردند، علی رغم اینکه باز طبق آمار خودشان خط فقر زیر سه میلیون تومان است، حداقل دستمزد کارگر را ۹۳۰ هزار تومان در ماه اعلام کردند. این سهم طبقه کارگر از "رشد اقتصادی" دولت روحانی و شرایطی است که به طبقه کارگر و اکثریت محروم آن جامعه تحمیل کرده اند. وضعیت بازنشستگان، بیکاران و طیف وسیعی از نسل جوانی که تحصیل کرده از دانشگاه بیرون میاید و به ارتش ذخیره کار و نیروی بیکار در آن جامعه اضافه میشوند را به این تصویر اضافه کنید، تا آقای روحانی یادش بیفتند که سال گذشته نه سال گشایش و بهبود که سال تشدید فشار بر جامعه بر رفاهش بر معیشت اش، سال تعرض به معیشت، رفاه، آسایش و سعادت مردم بوده است. وضعیت و بیحقوقی زنان هم همینطور است، روحانی خیلی اصرار دارد که با اشارات بیربط و نامربوط به "فاطمه زهرا"، نشان دهند که زن در جامعه ایران خیلی "منزلت" دارد. ولی فراموش می کنند که طبق گزارش مجامع بین المللی، ایران بین ۱٤۲ کشور رتبه ۱۳٧ را در رابطه با اعمال تبعیض جنسیتی علیه زنان، دارد. فراموش می کنند هنوز در آن جامعه، همین رژیم و همین هیئت حاکمه و دولت اعتدالش آپارتاید جنسی را حاکم کرده است، فراموش می کنند که تبعیض علیه زنان در بازار کار بیداد می کند، فراموش می کنند که مسئله تبعیض جنسی چه در بازار کار چه در زندگی اجتماعی در آن جامعه یکی از معضلات حل نشده تاریخی و دائمی در آن جامعه هست و اعتراض به این تبعیض جنسیتی هر روز و هر روز خودش را به جمهوری اسلامی تحمیل می کند.
در نتیجه باید به آقای روحانی و هیئت حاکمه اش و دولتش یادآوری کرد که سال گذشته تا آنجایی که به جمهوری اسلامی برمی گردد سال اعمال فشار بیشتر، سال تعرض وحشیانه به همه ابعاد زندگی آن جامعه، از کار، شغل، رفاه، آسایش اجتماعی، امنیت سیاسی و تا آزادی سیاسی و حرمت و برابری آن جامعه بوده است.
اما این فقط یک طرف سکه است طرف دیگر آن، در سال گذشته مانند سالهای قبل، این فقط فشارهای جمهوری اسلامی نیست که که مهر خود را به سال گذشته می زند. هر کس سال گذشته ایران را نگاه کند در عین حال می بیند سال مقاومت بود. سال مقاومت، سال دفاع، سال اعلام این که ما اجازه نمی دهیم که بیشتر از این تعرض شود و سال اعتراضات وسیع و سال اعتراضات کارگری برای مطالبات مختلف، از پرداخت دستمزهای معوقه تا مسئله افزایش دستمزد و تشکل های مستقل کارگری، سال اعتراض به بیکاری، اعتراض به نداشتن امنیت شغلی، اعتراض به عدم وجود بیمه اجتماعی، بیمه درمانی. سال اعتراض به تعرض جمهوری اسلامی و هیئت حاکمه به حقوق اجتماعی و حقوق مدنی طبقه کارگر، سال اعتراض معلمان که نه فقط خواهان بهبود اقتصادی خود بلکه خواهان تحصیل رایگان بودند. سال اعتراض و مقاومت دانشگاه ها و دانشجویان در مقابل پولی کردن و خصوصی کردن تحصیل و خواست تحصیل رایگان در آن جامعه بود، سال مقاومت جامعه در مقابل عدم احساس مسئولیت و عدم تقبل مسئولیت دولت و هیئت حاکمه در مقابل محیط زیست شان در خوزستان و اهواز به طور ویژه بودیم، سال گذشته سال اعتصاب غذای زندانیان سیاسی برای رسیدن به مطالبات خودشان، چه مطالبات ویژه خودشان و چه در اعتراض به سرکوب ها و استبداد سیاسی که در آن جامعه است.
سال گذشته تا آنجا که به جمهوری اسلامی بر می گردد مثل همیشه سال لجام گسیختگی بیشتر، تحمیل فشار اقتصادی و تعرض بیشتر به همه ابعاد زندگی آن جامعه از رفاه، اقتصاد، معیشت، شغل و ... تا حرمت شخصی، سیاسی و اجتماعی جامعه به خصوص زنان، که کماکان مورد تعرض هیئت حاکمه و جمهوری اسلامی اند، بود. تا آنجا که به مردم بر می گردد سال بستن سد دفاعی، مقاومت و سال نه! گفتن به تمام وعده وعیدهایی که دولت روحانی تلاش کرد به جامعه بدهد و سال اعلام این که نه فقط برای این تبلیغات شما پشیزی ارزش قائل نیستیم بلکه در مقابل تعرض تان مقاومت می کنیم. این ها دو مشخصه ویژه سال گذشته در ایران هستند .

آسو فتوحی: به انتخابات ریاست جمهوری زمانی زیادی نمانده است. انتخابات مثل همیشه، مسئله کشمکش جناح ها، اختلافات درونی، معضلات جامعه و جواب جناح های مختلف، به مباحث داغ روز تبدیل می شود. کشمکش جناح ها در سال گذشته، آینده و تغییر آن روی زندگی و مبارزه مردم را چطور می بینید؟

آذر مدرسی: جناح ها در جمهوری اسلامی نه یک روزه به دنیا آمدند و نه یک روزه از بین میروند و کشمکش بین جناح های جمهوری اسلامی، کشمکشی است که با شکل گیری جمهوری اسلامی بوجود آمده است و حل شدنی نیست. این که چه بالانسی میان جناح ها موجود است و کدام جناح دست بالا را دارد، تغییری در اصل صورت مسئله نمی دهد. اما همانطور که گفتید دقیقا با نزدیک شدن انتخابات، مسئله کشمکش جناح ها، اختلافات درونی خودشان که اساسا حول معضلات روز جامعه و این که اینها چه جوابی به حل معضلات جامعه دارند، گل میکند و امسال هم دوباره بحث بر سر کشمکش جناح ها، از بحث بر سر چگونگی حل این اختلافات درونی، تا این که انعکاس اختلافات در جامعه چه می شود، دوباره امروز روی میز آمده است. و مترداف شدن آن با سال نو رنگ خود را به پیامهای نوروزی و فضای سال نو زده است. به همین دلیل روحانی اعلام میکند "امیدوار است که سال جدید سال محبت، دوستی و برادری بین جناح ها و سال کنار گذاشتن تفرقه و انشقاق بین جناح های مختلف باشد" و آرزو کرده است که سال اتحاد و حفظ امنیت برای مصالح ملی باشد. همین حرف بسته بندی شده و "شیک" را افراد دیگرشان خیلی روشن تر می گویند، اینکه اگر جناح حواسشان نباشد و اگر آگاهانه و عاقلانه به اختلافاتشان نگاه نکنند معضلات اقتصادی و معیشتی جامعه می تواند منجر به مشکلات اجتماعی و به قول خودشان بحران های اجتماعی عمیق و وخیمی شود. خودشان از تهدید های اقتصادی به عنوان مهمترین تهدیدی که آن جامعه و جمهوری اسلامی را تهدید می کند، اسم می برند. به همین دلیل اتفاقا جناح های مختلف به طور ویژه و به طور جدی روی معضل اقتصادی جامعه، روی مسئله معیشت و روی موقعیتی که بخش اعظم آن جامعه، دارند و معضلاتی که با آن دست و پنجه نرم میکنند، از زندگی زیر خط فقر، از مسئله دستمزد کارگر تا آزادی های سیاسی تمرکز کرده اند و سعی می کنند از کانال جواب های مختلف خود به این معضلات، اختلاف خود را روشن کنند.
اگر مسئله محوری در دوره خاتمی مسئله فضای سیاسی و آزادی خواهی سیاسی بود، اگر در دوره روحانی مسئله رابطه ایران با غرب و پایان دادن به "بحران هسته ای" بود، امروز مسئله جواب دادن به معضلات اقتصادی و معضلات معیشتی آن جامعه، به یکی از مهم ترین مسائلی که جناح ها حول آن خودشان را تعریف می کنند، تبدیل شده است. همزمان با توجه به حساسیت بسیار بالای این مسئله، نگرانی جدی از چگونگی بحث، تقابل و طرح "انتقادها" از دولت و سیاستهای آن بین جناح های جمهوری اسلامی به وجود آورده است. در دنیای واقعی هیچ یک از جناح ها، برای بیرون آمدن از موقعیت اقتصادی که در حال حاضر جمهوری اسلامی در آن گیر کرده است ، برای مقابله با معضلات اقتصادی که در جامعه مثل ایران می تواند به شدت به اعتراضات اجتماعی وسیعی تبدیل شود، برای مقابله با تبدیل شدن به اعتراضات سیاسی گسترده و ....جواب متفاوتی و در تقابل با هم ندارند. به همین دلیل به شدت محتاط و به شدت دست به عصا گام بر می دارند و تلاش می کنند از خط قرمزی که می تواند باعث دامن زدن به نارضایتی بیشتر آن جامعه شود و یا می تواند شکافی را در بالا ایجاد کند که جامعه بتواند از دل این شکاف اعتراضات خود را وسیع تر، گسترده تر به میدان بیاورد، عبور نکنند. همه جناح ها خطر پتانسیل انفجار از پایین، انفجار اجتماعی و انفجار سیاسی علیه کل نظام و کل حاکمت را به طور جدی، خطر آن را می بینند و به همین دلیل در جدالهای انتخاباتی به طور جدی محتاط و دست به عصا هستند. این شاید مهمترین مسئله و معضل جدال ایندوره شان است.
این که تاثیر این کشمکش بر زندگی و مبارزه مردم چگونه است من فکر می کنم تنها تاثیری که دارد و تنها استفاده ای که جامعه از آن می تواند بکند این است که از امکانی که به وجود آمده، فضای انتخابات و کشمکشی که جناح های مختلف دارند و معضلات اصلی جامعه طرح میشود، مردم بهترین امکان را برای جمع شدن و گفتن نه خود به جمهوری اسلامی دارند. باید هر جا که می توانند، در محیط زیست شان و چه در محیط کارشان، جواب های خودشان را به معضلات اقتصادی، مسئله بیکاری، بیمه های اجتماعی، بیمه بیکاری، تبعیض علیه زن و تعرض به معیشت طبقه کارگر بدهند. فرصتی است که جامعه، مطالبات خود را رأساً و علیه کل جمهوری اسلامی طرح کند. باید خواهان بیمه بیکاری برای همه شهروندان بالای 16 سال شد، باید گفت تحصیل رایگان، تا تحصیلات عالیه، برای هر فردی در آن جامعه تامین شود، باید گفت طب رایگان برای تمام شهروندان جامعه تامین شود و بخش محروم جامعه که امکان نه فقط رفتن به دکتر، بلکه تامین داروی خودش را ندارد را از زیر این فشار کمرشکن بیرون آورد. باید رفت و آمد رایگان را برای تمام آن شهروندان به عنوان ابتدایی ترین حقی که یک شهروند در یک جامعه دارد همین امروز خواست و از حلقومش کشید. باید رفع تبعیض جنسیتی، رفع آپارتاید جنسی به مطالبه بخش اعظم آن جامعه از زن و مرد از کارگر و غیر کارگر تبدیل شود.
انتخابات و مطرح شدن جواب مختلف به معضلات آن جامعه، بهترین فرصت است که مردم در هر کجا که هستند، پلاتفرم خود در مورد آینده آن جامعه، نه فقط به جمهوری اسلامی بلکه به کل جامعه ارائه بدهند و تصویر خود را از یک جامعه ای که شایسته زندگی را دارد ومی خواهند در آن زندگی کنند و مطلوب خودشان است را در این فرصت می توانند به بالا نشان دهند، تحمیل کنند و پلاتفرم جنگ دور آتی خودشان با هر نیرویی که در قدرت است قرار دهند.

آسو فتوحی: با وصف این کشمکش های درونی، بین لایه های بورژوازی حکومتی ایران که شما اشاره کردید. یکی از مواردی که جمهوری اسلامی آن را در بوق و کرنا می کند این است که موقعیتش در خارومیانه و سالی که گذشت سال تقویت موقعیتش در خارومیانه بوده است. نظر شما در این رابطه چیست مصرف داخلی در این ادعا را چطور می بینید؟

آذر مدرسی: موقعیت جمهوری اسلامی در خاورمیانه، مسائله ای قائم به ذات نیست که جمهوری اسلامی یک موقعیتی به دست آورده، این موقعیت تثبیت شده و همیشگی و دائمی است. قطعا جمهوری اسلامی از وقتی که موقعیت مناسبی که در خاورمیانه دارد آن را در بوق و کرنا می کند و حتی اگر موقعیتش نامناسب است اعلام نمی کند و تلاش می کند همیشه تصویری از موقعیت باثباتی خود در خاورمیانه نشان دهد. حتما به مصرف داخلی آن می پردازیم.
اما تا آنجا که به موقعیت جمهوری اسلامی در خارومیانه برمی گردد تابعی از مولفه هایی بین المللی تر منطقه ای تر، است تا توان و ظرفیت جمهوری اسلامی. برای جمهوری اسلامی بعد از شکست میلیتاریسم و قلدری آمریکا در خاورمیانه و حمله به عراق، فرصتی ایجاد شد که موقعیت خود را در خاورمیانه، به خصوص در عراق و بعد در فلسطین و بعدها در یمن و ... تقویت کند. جمهوری اسلامی چه به صورت حضور نظامی و سیاسی مستقل خود در عراق، چه به شکل کمک های مالی به جریانات متحد خود و چه به صورت جریانات شبه نظامی و نیروها و باندهای شبه نظامی در خارومیانه موقعیت خودش را تقویت کرد. یک دوره با اتکا به گسترش میلیتاریسم و به خصوص تروریسم در خاورمیانه موقعیت مناسبی را بدست آورد و برای پایان دادن به "بحران هسته ای" از این موقعیت برتر خود استفاده کرد و پشت میز مذاکره رفت.
اما اینکه موقعیت امروز جمهوری اسلامی اینکه آیا همان موقعیت را دارد یا موقعیت تقویت شده تری دارد بخشی است از جدال های جدی تر و کشمکش های جدی تری که در خاورمیانه نه فقط بین ایران و رقبای عربستان و ترکیه بلکه بین قطب های اصلی تر و قطب های اصلی ارتجاع امپریالیستی از آمریکا و روسیه و اروپا گرفته در آن منطقه، در جریان است. در نتیجه اینکه من فکر نمی کنم جمهوری اسلامی موقعیت برتری پیدا کرده است. به خصوص با سر کارآمدن ترامپ و تحرکات جدیدی برای متحد کردن کشورهای عربی رقیب به اضافه ترکیه و اسرائیل در منطقه علیه ایران و برای محدود کردن دامنه نفوذ آن در منطقه، مستقل از شانس موفیت این طرح ها، موقعیت ایران چنان تضمین شده نیست. بخصوص که نه ارتجاع امپریالیستی استراتژی روشنی برای خارومیانه دارد و نه کشورهای منطقه ای، استراتژی روشنی دارند. سیاست امروز در جهان از امروز به فردا تعیین میشود و در خاورمیانه که تاکتیک و سیاست یکی شده است.
به من فکر نمی کنم موقعیت جمهوری اسلامی در سال گذشته تقویت شود و تا امروز هم لطماتی خورده است. فکر می کنم جمهوری اسلامی به طور جدی با این خطر روبروست که دامنه نفوذش را محدود کنند و به درجه زیادی امتیازاتی را که گرفته پس بگیرند و محدودش کنند. آینده اش چه خواهد شد، چقدر هر کدام از طرفین می توانند در این کشمکش پیش بروند و یا عقب نشینی را به هم تحمیل کنند، همانطور که گفتم تابعی از مؤلفه های جدی تر و پیچیده تر کشمکش بین نیروهای اصلی در دنیا و قدرت های اصلی بین المللی و ارتجاع بین المللی مثل قطب روسیه، امریکا و اروپا با تمام معضلات درونی که دارند، است. مسئله ای که قابل مشاهده است روند محدود کردن نفوذ دامنه جمهوری اسلامی در خاورمیانه از عراق، یمن، سوریه و حتی تا فلسطین است.
اما تا جائیکه که به ما، به عنوان کمونیست ها، ما به عنوان مردم آن جامعه برمیگردد وافق بودن به مصارف داخلی این ادعاها، اساسا برای نشان دادن قدرت سرکوب خود در مقابل جامعه ای است که با یک بحران اقتصادی، با یک وضعیت نابسامان اقتصادی روبرو است که می تواند به یک بحران اجتماعی و اعتراض اجتماعی و سیاسی عظیم از پایین منجر شود. جمهوری اسلامی هم در دوره جنگ ایران و عراق، هم در دوره ای که با اتکا به گسترش تروریسم در منطقه موقعیتی بدست آورده بود، تلاش کرد بیشترین استفاده را از این موقعیتها برای مقابله با مردم و اعتراضات آنان بکند..
امرو شادی مولفه دیگری اضافه شده بحرانی بودن وضعیت خاورمیانه است. دادن تصویر "ایران امن و باثبات" در منطقه در مقایسه با عراق، سوریه، لیبی، یمن، افغانستان و .... برای تقابل با خواست عمیق و ریشه دار اکثریت مردم در ایران برای به زیر کشیدن بساط جمهوری اسلامی است. خطر سوریه ای شدن، عراقیزه شدن، یمن و خطر لیبی شدن را در مقابل جامعه قرار میدهند، قدرت خود و اینکه جمهوری اسلامی به این راحتی حاضر نیست دست از قدرت و دست از حاکمیت بکشد، تا هر امیدی به انقلاب، به بزیر کشیدن جمهوری اسلامی را کور کنند. این شاید مهمترین مولفه است.

آسو فتوحی: به عنوان سوال آخر و در مورد شروع سال جدید، سال آتی چگونه سالی می تواند باشد و شانس جبهه آزادی خواهی را چطور می بینید؟

آذر مدرسی: سال آینده چه سالی خواهد بود، کاملا به این بستگی دارد که تقابلی، که در بخش اول صحبت هایمان اشاره کردیم به کجا میرسد. سال آینده اگر صف ما، صف جنبش آزادیخواهی، صف طبقه کارگر، صف بشریت آزادیخواه، صف کمونیست ها بتوانند خود را متحد، متشکل و به عنوان یک جنبش همه جانبه و وسیع در آن جامعه ابراز وجود کنند، اگر بتوانیم به عنوان جنبشی که مطالبه بیمه بیکاری، آزادی های سیاسی بی قید و شرط، حق تشکل و اعتصاب، مطالبه رفع تبعیض جنسیتی و لغو آپارتاید جنسی در تمام ابعاد خود از حجاب اجباری گرفته تا تبعیض در اشتغال، تبعیض در تحصیل و همه این ها را به دست بگیریم، جنبشی قدرتمند که خواهان تحصیل رایگان، خواهان طب رایگان، خواهان رفاه برای همه شهروندان، برابری سیاسی و اقتصادی برای همه شهروندان است، اگر این جنبش، جنبش ما بتواند در این ابعاد ظاهر شود و در این ابعاد شکل بگیرد و خودش را تعریف کند، آینده بسیار بسیار روشنی را داریم.
حزب ما قطعا تلاش میکند در این جدال در چنین جبهه ای، به حزب اصلی و اول چنین جنبش گسترده و همه جانبه ای که مطالبات رفاهی،سیاسی، اجتماعی و آزادی و برابری را در همه شئون اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن جامعه نمایندگی میکند، به حزب آینده بهتر، انسانی و سعادتمند برای اکثریت محروم تبدیل شود. باید سنگرها را محکم کرد. باید دفاع و مقاومت را به تعرض تبدیل کرد. اگر ما جنبش ما، حزب ما، طبقه ما و تمام آن بشریت آزادی خواهی که چه به عنوان معلم، زن، دانشجو و چه به عنوان کارگر شاغل و یا بیکار هر روز و هر روز در آن جامعه اعتراض می کند، بتوانیم این اتحاد وسیع و گسترده را به وجود بیاوریم، از اتحاد در محلات تا اتحاد در محیط های کار، اگر بتوانیم این جنبش وسیع و گسترده را به وجود بیاوریم شانس بسیار بسیار بالایی داریم که بتوانیم سال آینده را سال خودمان، پیشروی های خودمان و سال تحمیل عقب نشینی های بیشتر به جمهوری اسلامی کنیم و سنگر به سنگر بتوانیم جنبش خودمان را به پیش ببریم. چیزی که مسلم است جمهوری اسلامی علیرغم تمام عروتیزی که می کنند، علیرغم تمام تبلیغاتی که می کند، از این پتانسیل عظیم انسانی و رادیکال ما در پایین جامعه به شدت میترسد این را با زبان بی زبانی یا کاملا مشهود چه از زبان خودشان و چه از زبان متخصصین شان به عنوان خطرهایی که می تواند ضایعات جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی داشته باشد بیان می کنند.
سایه قدرت و نفرت ما، سایه خواست و تلاش ما برای زیر و رو کردن بنیادهای حاکم همیشه بر سر جمهوری اسلامی سنگینی کرده و میکند. این قدرت در پایین قدرتی است که بالا را به طور جدی در هراس و ترس نگه داشته است، قدرتی است که می تواند در صورت متحد شدن و در صورت متشکل شدن و در صورت سراسری شدن عقب نشینی های بسیار جدی را به جمهوری اسلامی تحمیل کند و پیشروی های جدی را برای ما بوجود بیاورد. من به آینده خوش بین هستم چون فکر می کنم اگر تبلیغات شان را کنار بگذارید و خوب ببینید، دشمنان ما موقعیت ضعیفی در مقابل ما دارند، اگر نیروی خودمان را نگاه کنیم علیرغم تمام پراکندگی، علیرغم اینکه هنوز وارد جنگ تعرضی با آنها نشدیم، یک پتانسیل عظیم رادیکال، انسانی، آزادیخواهانه در بطن آن جامعه جریان دارد و ابراز وجود می کند، به هر بهانه ای که بتواند و از هر منفذی که بتواند ابراز وجود میکند. همین پتانسیل میگوید می توانیم پیشروی های بیشتری را در سال آینده داشته باشیم و می توانیم عقب نشینی های جدی را به جمهوری اسلامی تحمیل کنیم. سال آینده ممکن است برای روحانی و جناح های حاکم سال آشتی، دوستی و کنار گذاشتن تفرقه باشد. برای ما سال جدال های بیشتر، اتحاد بیشتر، فشار بیشتر، جنگ های بیشتر، تقابل های بیشتر و سال تحمیل عقب نشینی های بیشتر به جمهوری اسلامی خواهد بود.

آسو فتوحی: با تشکر از شنوندگان عزیز رادیو نینا به پایان این سال و این برنامه رسیدیم